هوش مصنوعی:
شاعر از درد فراق و جدایی میگوید و بیان میکند که چگونه ضعف و ناتوانی او را به جایی رسانده که حتی باد نیز لباسش را میرباید. او میخواهد با معشوق سخنی بگوید، اما گریه راه گفتار را بر او میبندد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۶ - چه عجب گر دلت زمن بگرفت
چه عجب گر دلت زمن بگرفت
که مرا دل زخویشتن بگرفت ۱
شدم از ضعف آنچنان که مرا
باد بربود و پیرهن بگرفت ۲
سخنی با تو خواستم گفتن
گریه خود راه بر سخن بگرفت ۳
که مرا دل زخویشتن بگرفت ۱
شدم از ضعف آنچنان که مرا
باد بربود و پیرهن بگرفت ۲
سخنی با تو خواستم گفتن
گریه خود راه بر سخن بگرفت ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - دل وصالت بشکیبائی یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.