خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و درد عشق شکست خورده میگوید. او بیان میکند که دلش از کسی که به دنبال چیزی غیرممکن است، بیغم نمیشود. همچنین، از بیوفایی معشوق شکایت دارد و میگوید کسی زیبایی و وفا را با هم ندارد. او از رنج دوستیهای ناکام مینالد و ترس از تنهایی دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی گل خوشطبع نیز اگر همدمی نداشته باشد، دهان نمیگشاید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۸ - دل من زان کسی بیغم نیابد
دل من زان کسی بیغم نیابد
که آن جوید که در عالم نیابد ۱
چرا جویم وفا از تو که هرگز
کسی حسن و وفا با هم نیابد ۲
دلم خون شد ببوی دوستی نیک
ببد راضی است ترسم هم نیابد ۳
نزد بر پای کس بوسی که حالی
ز دستش سیلی محکم نیابد ۴
چه مایه شادی دل خورد آخر
ز محرومی که یک محرم نیابد ۵
گل خوش طبع همدم با صبا هست
دهان نگشاید او همدم نیابد ۶
که آن جوید که در عالم نیابد ۱
چرا جویم وفا از تو که هرگز
کسی حسن و وفا با هم نیابد ۲
دلم خون شد ببوی دوستی نیک
ببد راضی است ترسم هم نیابد ۳
نزد بر پای کس بوسی که حالی
ز دستش سیلی محکم نیابد ۴
چه مایه شادی دل خورد آخر
ز محرومی که یک محرم نیابد ۵
گل خوش طبع همدم با صبا هست
دهان نگشاید او همدم نیابد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - مرا گر چون تو جانانی بباید
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - کسیکه بر همه آفاق دوستاری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.