خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری بیحد به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود میگوید و اینکه هیچ چیز جز معشوق برایش ارزشمند نیست. همچنین، از انتظار طولانی برای وصال و رنجهای عشق شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون دل' و 'کشتن' ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۹۴ - هر که جان پیش تو فدی نکند
هر که جان پیش تو فدی نکند
وصل تو سوی او ندی نکند ۱
آفتاب از طریق حسن رود
جز بروی تو اقتدی نکند ۲
هر کجا وصل تو نماید روی
تن که باشد که جان فدی نکند ۳
وعده داد وصل تو ما را
مدتی رفت و هیچ می نکند ۴
چشم بیمار تو چه بی آبست
که بجز خون دل غذی نکند ۵
دست رنجه مکن بکشتن من
کشتن چون منی کری نکند ۶
وصل تو سوی او ندی نکند ۱
آفتاب از طریق حسن رود
جز بروی تو اقتدی نکند ۲
هر کجا وصل تو نماید روی
تن که باشد که جان فدی نکند ۳
وعده داد وصل تو ما را
مدتی رفت و هیچ می نکند ۴
چشم بیمار تو چه بی آبست
که بجز خون دل غذی نکند ۵
دست رنجه مکن بکشتن من
کشتن چون منی کری نکند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - هر کس که بعشق تو کمر بندد
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - رفت آن کز لبت مرا می بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.