هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که پس از مدتها دوری به دیدارش بیاید. شاعر از بدعهدی معشوق شکایت کرده و از او میخواهد که حداقل یک بار به دیدارش بیاید. در برخی ابیات نیز شاعر به زیبایی معشوق اشاره کرده و آرزو میکند که چشم بد از او دور باد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۷ - مرحبا شادا زهی ای مه درآی
مرحبا شادا زهی ای مه درآی
از کجا پرسیم بسم الله در آی ۱
چشم بد از روی خوبت دور باد
سخت زیبا گشته خه خه درآی ۲
روزها شد تا ندیدستم رخت
ساعتی بنشین بپا از ره درآی ۳
این چه بدعهدیست آخر ای نگار
شرم از ما میکن و یک ره درآی ۴
از سر دل دوستی گستاخ وار
بی تکلف ار در خرگه درآی ۵
چند نوبت وعده ام دادی بهیچ
مردمی کن یکشب از ناگه درآی ۶
ور تو می نتوانی آمد هر شبی
من بسازم هرمهی ایمه درآی ۷
از کجا پرسیم بسم الله در آی ۱
چشم بد از روی خوبت دور باد
سخت زیبا گشته خه خه درآی ۲
روزها شد تا ندیدستم رخت
ساعتی بنشین بپا از ره درآی ۳
این چه بدعهدیست آخر ای نگار
شرم از ما میکن و یک ره درآی ۴
از سر دل دوستی گستاخ وار
بی تکلف ار در خرگه درآی ۵
چند نوبت وعده ام دادی بهیچ
مردمی کن یکشب از ناگه درآی ۶
ور تو می نتوانی آمد هر شبی
من بسازم هرمهی ایمه درآی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - سخت آشفته جمال خودی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - اگر درد دلم را چاره بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.