هوش مصنوعی:
شاعر از بخت و اقبال ناسازگار و روزگار ناعادلانه شکایت میکند و از اینکه جهان به او حتی یک جرعه می (نعمت) نمیدهد گله میکند، در حالی که دیگران بدون هیچ زحمتی از نعمات بهرهمند میشوند. او از ظلم زمانه و چرخش بیامان روزگار به ستوه آمده و در جستجوی پایان این رنج است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم فلسفی و انتقادی نسبت به زندگی و روزگار است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «می» و «خماری» ممکن است نیاز به درک ادبی بالاتری داشته باشد.
شماره ۱۱۴ - ما را ندهد سپهر یک جرعه می
ما را ندهد سپهر یک جرعه می
کو را نبود زود خماری در پی ۱
ای خون بد زمانه آخر تا چند
وی گردش روزگار آخر تا کی ۲
کو را نبود زود خماری در پی ۱
ای خون بد زمانه آخر تا چند
وی گردش روزگار آخر تا کی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - بی دیدن من جان جهانم چونی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - نه چون رخ تو گلی بود یاسمنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.