خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، به ستایش معشوق و بیان عشق و فداکاری بیحد شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، برتری معشوق و وابستگی کامل خود به او را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸ - کدام شه که گدای در سرای تو نیست
کدام شه که گدای در سرای تو نیست
چگونه شاه تواند شد ار گدای تو نیست ۱
چو خاک پای تو گشتند سر شدند سران
سری چگونه کند سر که خاکپای تو نیست ۲
اگر بعرش پرد مرغ آشیان گلست
دلی که با دو پر باز در هوای تو نیست ۳
نشان ز غیر ندید آنکه آشنای تو شد
که نیست هر که درین نشاء/ آشنای تو نیست ۴
گشاد کار نبیند بتنگنای دو کون
دلی که بسته موی گره گشای تو نیست ۵
دو تاست پشت فلک از نهیب بار فراق
که زیر سلسله طره دو تای تو نیست ۶
من از برای تو در آتشم چنانکه در آب
برای سوختنست آنکه از برای تو نیست ۷
سترده باد بتیغ فنا ز دوش بقا
سری که در سر عهد تو و وفای تو نیست ۸
دل ار بقا طلبد در فنای تست از آنک
فنای کون و مکان باشد و فنای تو نیست ۹
سزای من نبود جز تو پای تا سر خویش
بمن ببخش که غیر از کرم سزای تو نیست ۱۰
عطای من همه رویست و موی دلبر من
کدام رزق که در سفره عطای تو نیست ۱۱
بدل ز صیقل تجرید شد تجلی یار
چه صفوتست که در سیرت صفای تو نیست ۱۲
مرو ز دیده ام ای در دلم گرفته وطن
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست ۱۳
چگونه شاه تواند شد ار گدای تو نیست ۱
چو خاک پای تو گشتند سر شدند سران
سری چگونه کند سر که خاکپای تو نیست ۲
اگر بعرش پرد مرغ آشیان گلست
دلی که با دو پر باز در هوای تو نیست ۳
نشان ز غیر ندید آنکه آشنای تو شد
که نیست هر که درین نشاء/ آشنای تو نیست ۴
گشاد کار نبیند بتنگنای دو کون
دلی که بسته موی گره گشای تو نیست ۵
دو تاست پشت فلک از نهیب بار فراق
که زیر سلسله طره دو تای تو نیست ۶
من از برای تو در آتشم چنانکه در آب
برای سوختنست آنکه از برای تو نیست ۷
سترده باد بتیغ فنا ز دوش بقا
سری که در سر عهد تو و وفای تو نیست ۸
دل ار بقا طلبد در فنای تست از آنک
فنای کون و مکان باشد و فنای تو نیست ۹
سزای من نبود جز تو پای تا سر خویش
بمن ببخش که غیر از کرم سزای تو نیست ۱۰
عطای من همه رویست و موی دلبر من
کدام رزق که در سفره عطای تو نیست ۱۱
بدل ز صیقل تجرید شد تجلی یار
چه صفوتست که در سیرت صفای تو نیست ۱۲
مرو ز دیده ام ای در دلم گرفته وطن
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - کونین ظهور دلبر ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - اگر ندیدی دریا که جای اندر جوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.