خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش شب، زخم عقرب، و دیگر عوامل رنجآور وجود نداشتند تا از درد عشق و هجران رها شود. او از زندگی بدون معشوق ابراز نارضایتی میکند و آرزو میکند که ای کاش چنین زندگیای وجود نداشت.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۸ - کاشکی اندر جهان شب نیستی
کاشکی اندر جهان شب نیستی
تا مرا هجران آن لب نیستی ۱
زخم عقرب نیستی بر جان من
گر ورا زلف معقرب نیستی ۲
ور نبودی کو کبش در زیر لب
مونسم تا روز کوکب نیستی ۳
ور مرکب نیستی از نیکویی
جانم از عشقش مرکب نیستی ۴
ور مرا بی یار باید زیستن
زندگانی کاش یارب نیستی ۵
تا مرا هجران آن لب نیستی ۱
زخم عقرب نیستی بر جان من
گر ورا زلف معقرب نیستی ۲
ور نبودی کو کبش در زیر لب
مونسم تا روز کوکب نیستی ۳
ور مرکب نیستی از نیکویی
جانم از عشقش مرکب نیستی ۴
ور مرا بی یار باید زیستن
زندگانی کاش یارب نیستی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - دریغا میر بونصرا دریغا
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - من بر آنم که تو داری خبر از راز فلک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.