هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش شب، زخم عقرب، و دیگر عوامل رنجآور وجود نداشتند تا از درد عشق و هجران رها شود. او از زندگی بدون معشوق ابراز نارضایتی میکند و آرزو میکند که ای کاش چنین زندگیای وجود نداشت.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۸ - کاشکی اندر جهان شب نیستی
کاشکی اندر جهان شب نیستی
تا مرا هجران آن لب نیستی ۱
زخم عقرب نیستی بر جان من
گر ورا زلف معقرب نیستی ۲
ور نبودی کو کبش در زیر لب
مونسم تا روز کوکب نیستی ۳
ور مرکب نیستی از نیکویی
جانم از عشقش مرکب نیستی ۴
ور مرا بی یار باید زیستن
زندگانی کاش یارب نیستی ۵
تا مرا هجران آن لب نیستی ۱
زخم عقرب نیستی بر جان من
گر ورا زلف معقرب نیستی ۲
ور نبودی کو کبش در زیر لب
مونسم تا روز کوکب نیستی ۳
ور مرکب نیستی از نیکویی
جانم از عشقش مرکب نیستی ۴
ور مرا بی یار باید زیستن
زندگانی کاش یارب نیستی ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - دریغا میر بونصرا دریغا
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - من بر آنم که تو داری خبر از راز فلک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.