هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از گرفتاری دل در دام عشق، دردها و بلاهایی که متحمل شده، و تاریکی روزگار بدون معشوق مینالد. همچنین، به صبر و استقامت خود در برابر این مصائب اشاره میکند و از میل به عشق با وجود رنجهایش میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۲ - زبس که یافت دلم لذت گرفتاری
زبس که یافت دلم لذت گرفتاری
به دام افتد اگر صد رهش برون آری ۱
به جای خون همه درد و بلا ازو بچکد
اگر دل من سرگشته راه بیفشاری ۲
سیاه گردد روز جهانیان چون شب
اگر ز چهره ی بختم نقاب برداری ۳
نه برق باشد کز رشک چشم گریانم
فتاده آتش در جان ابراز آری ۴
به خون بخواهد پرورد خوشه اش نه آب
بنام شوم من اردانه در زمین کاری ۵
چو کاه بر زیر آب دیده گردانم
و گرچه هستم چون کوه در گران باری ۶
عجب که میل کنم گرچه خون دل باشد
مرا که عمر به سر رفته در جگرخواری ۷
گداختم تن خود تاکسم نه بیند چند
به کوی دوست تردد کنم بدشواری ۸
به دام افتد اگر صد رهش برون آری ۱
به جای خون همه درد و بلا ازو بچکد
اگر دل من سرگشته راه بیفشاری ۲
سیاه گردد روز جهانیان چون شب
اگر ز چهره ی بختم نقاب برداری ۳
نه برق باشد کز رشک چشم گریانم
فتاده آتش در جان ابراز آری ۴
به خون بخواهد پرورد خوشه اش نه آب
بنام شوم من اردانه در زمین کاری ۵
چو کاه بر زیر آب دیده گردانم
و گرچه هستم چون کوه در گران باری ۶
عجب که میل کنم گرچه خون دل باشد
مرا که عمر به سر رفته در جگرخواری ۷
گداختم تن خود تاکسم نه بیند چند
به کوی دوست تردد کنم بدشواری ۸
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۸
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - باز این منم گذاشته در کوی یار پای
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - زهی نگاه تو سرگرم مردم آزاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.