هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فراق یار مینالد و از دنیا و مال دنیوی چشمپوشی میکند. او از بخت بد و ناآگاهی دیگران از حال خود شکایت دارد و عشق خود را به شاهد (معشوق) بلندبالا توصیف میکند. شاعر از اشکها و آههای خود میگوید و اشاره میکند که معشوقش گاهی اشکآلود و گاهی خوشچهره است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۰ - مطلب هرکس که بینی مالی و جاهی بود
مطلب هرکس که بینی مالی و جاهی بود
ترک مال و مطلب دنیا مرا شاهی بود ۱
بخت معذور است گر از حال ما آگاه نیست
خفته را از حال بیداران چه آگاهی بود ۲
می کشد یارم بجرم آن که می خواهی مرا
چون زیم جایی که تقصیرم نکوخواهی بود ۳
شاهد بالا بلندم چون خرامد سوی باغ
سرو اگر پیشش نیارد سجده کوتاهی بود ۴
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
شاهد سوز درونم ماه تا ماهی بود ۵
گفت در عشقم نه ی یک رنگ پرسیدم چرا
گفت شاهد اشک آل و چهره ی گاهی بود ۶
ترک مال و مطلب دنیا مرا شاهی بود ۱
بخت معذور است گر از حال ما آگاه نیست
خفته را از حال بیداران چه آگاهی بود ۲
می کشد یارم بجرم آن که می خواهی مرا
چون زیم جایی که تقصیرم نکوخواهی بود ۳
شاهد بالا بلندم چون خرامد سوی باغ
سرو اگر پیشش نیارد سجده کوتاهی بود ۴
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
شاهد سوز درونم ماه تا ماهی بود ۵
گفت در عشقم نه ی یک رنگ پرسیدم چرا
گفت شاهد اشک آل و چهره ی گاهی بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبرد
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - اگر خاک سر کویش که بر خونم شرف دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.