هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه فراوان خود سخن میگوید و احساس میکند که تمامی غمهای جهان به او رسیده است. او از دوری از کوی خود رنج میبرد و احساس میکند که حتی اگر بگوید کسی او را به یاد ندارد، کفران نعمت است. شاعر خود را در دام گرفتار میبیند و با وجود فریادهایش، کسی او را درک نمیکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، بیان غم و تنهایی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۳ - غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است
غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است
محنت روی زمین در محنت آباد من است ۱
دایم اندیشد که چون از کوی خود دورم کند
کفر نعمت باشد ار گویم که بی یاد من است ۲
آن چنانم بست کو خود به تیر نتواند گشود
ماندنم در دام کی از زخم صیاد من است ۳
تیره روزم گرچه دارد گوش بر فریاد من
زآنکه میدانم نمیداند که فریاد من است ۴
محنت روی زمین در محنت آباد من است ۱
دایم اندیشد که چون از کوی خود دورم کند
کفر نعمت باشد ار گویم که بی یاد من است ۲
آن چنانم بست کو خود به تیر نتواند گشود
ماندنم در دام کی از زخم صیاد من است ۳
تیره روزم گرچه دارد گوش بر فریاد من
زآنکه میدانم نمیداند که فریاد من است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - به گریه چشم تهی کی کند دل ما را
گوهر بعدی:شماره ۴ - کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.