هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از بیپروایی و بیاعتنایی معشوق است که باعث رسوایی او میشود. شاعر از معشوق میخواهد که حداقل به رسوایی خود توجه کند. همچنین، شاعر به مقایسه خود با شمع و پروانه میپردازد که هر دو در راه عشق میسوزند و رسوا میشوند. در پایان، شاعر احساس تهیدستی و ناامیدی خود را در برابر معشوقی که با دیگران گرم سخن است، بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده مانند شمع و پروانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۸ - آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
کاش از رسوایی خود اندکی پروا کند ۱
از برای آن که سوزد دوست را در پیش غیر
شمع هم خود را وهم پروانه را رسوا کند ۲
من به او مشغول و او با دیگران گرم سخن
چون تهی دستی که با پر مایه سودا کند ۳
کاش از رسوایی خود اندکی پروا کند ۱
از برای آن که سوزد دوست را در پیش غیر
شمع هم خود را وهم پروانه را رسوا کند ۲
من به او مشغول و او با دیگران گرم سخن
چون تهی دستی که با پر مایه سودا کند ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - دل ترک عشق آن بت دلجو نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.