خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه میگوید. او با استفاده از استعارههای آتش و سوختن، به بیان دردهای خود میپردازد و تأکید میکند که با وجود تمام رنجها، معشوق نسبت به او بیتفاوت است. همچنین، شاعر از گریههای فراوان و تأثیرات عاطفی شدید سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹ - جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی سوزد
جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی سوزد
برین آتش که دامن میزنی، دامن نمی سوزد ۱
برگبر و مسلمان سوختم، من آتشم آتش
که پیش هرکه می سوزم، دلش برمن نمی سوزد ۲
چنان از گریه تر کردم شب هجر تو پیراهن
که گر آتش زنم بر خویش پیراهن نمی سوزد ۳
مگر نگرفت خونم دامن پاک ترا، ورنه
چرا از گرمی خون منست دامن نمی سوزد ۴
برین آتش که دامن میزنی، دامن نمی سوزد ۱
برگبر و مسلمان سوختم، من آتشم آتش
که پیش هرکه می سوزم، دلش برمن نمی سوزد ۲
چنان از گریه تر کردم شب هجر تو پیراهن
که گر آتش زنم بر خویش پیراهن نمی سوزد ۳
مگر نگرفت خونم دامن پاک ترا، ورنه
چرا از گرمی خون منست دامن نمی سوزد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.