هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه میگوید. او با استفاده از استعارههای آتش و سوختن، به بیان دردهای خود میپردازد و تأکید میکند که با وجود تمام رنجها، معشوق نسبت به او بیتفاوت است. همچنین، شاعر از گریههای فراوان و تأثیرات عاطفی شدید سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹ - جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی سوزد
جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی سوزد
برین آتش که دامن میزنی، دامن نمی سوزد ۱
برگبر و مسلمان سوختم، من آتشم آتش
که پیش هرکه می سوزم، دلش برمن نمی سوزد ۲
چنان از گریه تر کردم شب هجر تو پیراهن
که گر آتش زنم بر خویش پیراهن نمی سوزد ۳
مگر نگرفت خونم دامن پاک ترا، ورنه
چرا از گرمی خون منست دامن نمی سوزد ۴
برین آتش که دامن میزنی، دامن نمی سوزد ۱
برگبر و مسلمان سوختم، من آتشم آتش
که پیش هرکه می سوزم، دلش برمن نمی سوزد ۲
چنان از گریه تر کردم شب هجر تو پیراهن
که گر آتش زنم بر خویش پیراهن نمی سوزد ۳
مگر نگرفت خونم دامن پاک ترا، ورنه
چرا از گرمی خون منست دامن نمی سوزد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.