هوش مصنوعی:
شاعر از فرار معشوق خود و رنجی که در این راه متحمل شده است، سخن میگوید. او از نادانی خود در انتظار وصال و سفید شدن روزگار صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که معشوق نیز روزی جزای رفتار خود را خواهد دید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، بیان غم و اندوه در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۴ - دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر ۱
سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم
که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر ۲
کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من
جزای آن چه با من می کند خواهد کشید آخر ۳
نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر ۱
سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم
که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر ۲
کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من
جزای آن چه با من می کند خواهد کشید آخر ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - ناصحا از عشق منع مکن بار دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.