هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه میگوید و از دزدیدن لحظات لذت و رنج از زندگی سخن میگوید. او از عشق، رشک، و رازهای نهفته در دلش صحبت میکند و با تصاویر شاعرانه مانند نسیم صبا و مرغ بسمل، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و استفاده از استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج و رشک ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۱ - گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
بیاو رشک را بنگر که درد از خویشتن دزدم ۱
تو مشغول گرفتاران تو گشتی مگر زین پس
سر راه صبا گیرم نسیم از پیرهن دزدم ۲
طپد در خاک و خون چون مرغ بسمل کشت اما من
ز بیم او طپیدن راز دل خون راز تن دزدم ۳
چنان ناجور آن بدخو گرفتم خوکه گر سویش
فرستم نامه از سوز دل سوز از سخن دزدم ۴
بیاو رشک را بنگر که درد از خویشتن دزدم ۱
تو مشغول گرفتاران تو گشتی مگر زین پس
سر راه صبا گیرم نسیم از پیرهن دزدم ۲
طپد در خاک و خون چون مرغ بسمل کشت اما من
ز بیم او طپیدن راز دل خون راز تن دزدم ۳
چنان ناجور آن بدخو گرفتم خوکه گر سویش
فرستم نامه از سوز دل سوز از سخن دزدم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.