هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او با وجود دوری از معشوق، احساس خوشبختی میکند و از آسمان و فلک شکایت دارد نه از معشوق. شاعر همچنین از شوق دیدار معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که حتی پس از مرگ نیز این عشق در وجودش باقی خواهد ماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰ - خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
ره ار به بزم ندارم بر آستان دارم ۱
توکی زناز قدم می نهی زخانه برون
بهر زه رشک بر آن خاک آستان دارم ۲
پس از وفات شود، شمع بر مزار مرا
زبس شعله شوقت در استخوان دارم ۳
فلک نخواست که اکنون نریختی خونم
من از تو شکوه ندارم، زآسمان دارم ۴
ره ار به بزم ندارم بر آستان دارم ۱
توکی زناز قدم می نهی زخانه برون
بهر زه رشک بر آن خاک آستان دارم ۲
پس از وفات شود، شمع بر مزار مرا
زبس شعله شوقت در استخوان دارم ۳
فلک نخواست که اکنون نریختی خونم
من از تو شکوه ندارم، زآسمان دارم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - نشنیده ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده ام
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.