خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن گفتوگوی بین عقل و عشق به تصویر کشیده شده است. عقل توصیه میکند که به حرف عشق گوش ندهی، در حالی که عشق برعکس، توصیه میکند که از عقل اطاعت نکنی. همچنین، شاعر از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و از همدم خود میخواهد که او را از قفس رها کند و به گریههایش توجه نشان دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جدال بین عقل و احساس ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۶ - عقل میگوید به حرف عشق ترک دیدن مکن
عقل میگوید به حرف عشق ترک دیدن مکن
عشق میگوید که حرف عقل را تمکین مکن ۱
خواب بهتان است بر عشاق ای همدم مرا
چون نهی در خاک از خشت لحد بالین مکن ۲
ای که داغم مینهی بر سینه دل را چاره کن
از قفس آزاد کن بلبل قفس رنگین مکن ۳
گریه میگوید مکن وانگه دلم خون میکند
قدرتی کو تا بگویم آن بکن با این مکن ۴
عشق میگوید که حرف عقل را تمکین مکن ۱
خواب بهتان است بر عشاق ای همدم مرا
چون نهی در خاک از خشت لحد بالین مکن ۲
ای که داغم مینهی بر سینه دل را چاره کن
از قفس آزاد کن بلبل قفس رنگین مکن ۳
گریه میگوید مکن وانگه دلم خون میکند
قدرتی کو تا بگویم آن بکن با این مکن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.