هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از پنهانزیستن آب حیوان (منبع زندگی) و عشق ناگفته سخن میگوید. او به اتحاد عاشق و معشوق اشاره میکند و از رنجهای عشق مانند زندان زیستن مانند یوسف و زلیخا میسراید. همچنین، شاعر از غمهای ناشی از دوری معشوق و تأثیر آن بر روح و جان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به داستانهای قرآنی مانند یوسف و زلیخا، درک این متن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۳۷ - تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن
تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن
گرچه رسم آب حیوان است پنهان زیستن ۱
اتحادی هست با معشوق عاشق را به بین
از زلیخا عشق و از یوسف بزندان زیستن ۲
بی تو رفتم در گلستان غنچه از من کسب کرد
در گلستان بودن و سر در گریبان زیستن ۳
سوزم از غیرت که با جان ها غمت آمیخته
ورنه مردم از چه نتوانند بی جان زیستن ۴
گرچه رسم آب حیوان است پنهان زیستن ۱
اتحادی هست با معشوق عاشق را به بین
از زلیخا عشق و از یوسف بزندان زیستن ۲
بی تو رفتم در گلستان غنچه از من کسب کرد
در گلستان بودن و سر در گریبان زیستن ۳
سوزم از غیرت که با جان ها غمت آمیخته
ورنه مردم از چه نتوانند بی جان زیستن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - عقل میگوید به حرف عشق ترک دیدن مکن
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.