هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از رسیدن به معشوق و دردهای عشق شکوه میکند و به نوعی تسلیم شدن در برابر این عشق را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۳۹ - باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده ای
باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده ای
آن چه عمری خواستی امروز پیدا کرده ای ۱
شکوه از کشتن بود فردا شهیدان تو را
شکوه ما آن که در کشتن مدارا کرده ای ۲
چون توانم دید بزم غیر جایت چون زرشک
جا در آتش کرده ام تا در دلم جا کرده ای ۳
ای که میگویی چرا خونابه ات از سرگذشت
خود بگو، دانی که ما را دیده دریا کرده ای ۴
آن چه عمری خواستی امروز پیدا کرده ای ۱
شکوه از کشتن بود فردا شهیدان تو را
شکوه ما آن که در کشتن مدارا کرده ای ۲
چون توانم دید بزم غیر جایت چون زرشک
جا در آتش کرده ام تا در دلم جا کرده ای ۳
ای که میگویی چرا خونابه ات از سرگذشت
خود بگو، دانی که ما را دیده دریا کرده ای ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.