خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق و ناکامیهای خود میگوید. شراب در مجلس بیروی او تلخ است و یاد لبهایش جام را پر از آب چشم میکند. بخت نیز در خواب است و شاعر از این همه آزار مینالد، و افسوس میخورد که اگر بختش بیدار بود، شاید حالش بهتر میبود.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهی انسانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مفاهیم انتزاعی مانند بخت، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۴ - دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
کرد یاد دهنت شد دهن جام پر آب ۱
بخت در خواب و ازو این همه آزار کشم
وای بر من اگرم بخت نمی بود به خواب ۲
کرد یاد دهنت شد دهن جام پر آب ۱
بخت در خواب و ازو این همه آزار کشم
وای بر من اگرم بخت نمی بود به خواب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.