هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی بوی زلف معشوق در روز حشر میتواند او را زنده کند. همچنین، او از رنجهای عشق و امید به رسیدن نسیم وصال سخن میگوید.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۵۰ - در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید
در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید
برخیزم از آن پیش که جان سوی من آید ۱
شد سینه گلستان زتو تا چاک نمودم
شاید که ازین رخنه نسیمی به من آید ۲
برخیزم از آن پیش که جان سوی من آید ۱
شد سینه گلستان زتو تا چاک نمودم
شاید که ازین رخنه نسیمی به من آید ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - نگویم حال خود از حال من گوبی خبر باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.