هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از عشق و علاقهی شدید خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که برای رسیدن به او درد و رنج بسیاری متحمل شده است. او اشاره میکند که تمام خواستههایش برآورده شده و عشق به معشوق، همهی وجودش را تسخیر کرده است. در نهایت، شاعر میگوید که دل خود را فدای معشوق کرده و آن را به دامان او سپرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۱ - ای کوی تو درد و غم فراوان بردیم
ای کوی تو درد و غم فراوان بردیم
القصه که هرچه خواستیم آن بردیم ۱
سودای سر زلف تو سود است همه
یک دل دادیم و دل به دامان بردیم ۲
القصه که هرچه خواستیم آن بردیم ۱
سودای سر زلف تو سود است همه
یک دل دادیم و دل به دامان بردیم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - تا از سر کوی آن صنم دور شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.