هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از شرم و دوری معشوق، تأثیر زیباییاش بر شهر، و آتش عشقی که جهان را سوزانده، مینالد. همچنین به حالتهای عاشقانه و دردهای پنهان دل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۵۳ - نتوانم که بینم از دورش
نتوانم که بینم از دورش
آه از شرم چشم مخمورش ۱
نیست در شهر کس که عاشق نیست
چه بلا گشت حسن مشهورش ۲
این چراغ از کدام انجمنست
که جهانی بسوخت از نورش ۳
رفت آن ماه نیم مست برون
چه شبی روز کرد مخمورش ۴
چه بود حالت نظر بازی
که چنین آفتیست منظورش ۵
چکند عطر پیرهن، عاشق
فکر کن زعفران و کافورش ۶
چه دلست این دل فغانی وای
که نه پیداست ماتم و سورش ۷
آه از شرم چشم مخمورش ۱
نیست در شهر کس که عاشق نیست
چه بلا گشت حسن مشهورش ۲
این چراغ از کدام انجمنست
که جهانی بسوخت از نورش ۳
رفت آن ماه نیم مست برون
چه شبی روز کرد مخمورش ۴
چه بود حالت نظر بازی
که چنین آفتیست منظورش ۵
چکند عطر پیرهن، عاشق
فکر کن زعفران و کافورش ۶
چه دلست این دل فغانی وای
که نه پیداست ماتم و سورش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - با کسان در صلح و با خود دایما در جنگ باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.