درباره بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگساری توبه کرد و در مشهد ساکن شد.
بابا فغانی در ۹۲۵ هجری قمری درگذشت. اواخر زندگی او مقارن با سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را شماره ۲ - ای از لب تو خطبه کلام قدیم را شماره ۳ - در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها شماره ۴ - بترانه ی ندیمان نتوان ربود ما را شماره ۵ - تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را شماره ۶ - ای ترا بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها شماره ۷ - ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب ها شماره ۸ - از عمر بسی نماند ما را شماره ۹ - زهی حیات ابد از لبت حواله ی ما شماره ۱۰ - شکسته شد دل و شادست جان خسته ی ما شماره ۱۱ - دلگیرم از بزم طرب غمخانه یی باید مرا شماره ۱۲ - کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا شماره ۱۳ - بهر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا شماره ۱۴ - که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ ترا شماره ۱۵ - شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا شماره ۱۶ - درین چمن چه گلی باز شد بمنزل ما شماره ۱۷ - منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را شماره ۱۸ - برون خرام و قدم نه رکاب زرین را شماره ۱۹ - وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما شماره ۲۰ - زبسکه داشتی ای گل همیشه خوار مرا شماره ۲۱ - عشقت مدام خون جگر میدهد مرا شماره ۲۲ - نظر بغیر نباشد اسیر بند ترا شماره ۲۳ - بهر سرچشمه کان آرام جان زد خرگهی آنجا شماره ۲۴ - عرضه مده بدور گل ساغر لاله گون مرا شماره ۲۵ - نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را شماره ۲۶ - چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را شماره ۲۷ - صبحست و جلوه داده مستان پیاله ها را شماره ۲۸ - آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا شماره ۲۹ - در طاعت و عشرت بقرارست دل ما شماره ۳۰ - که برفروخت بمی چهره آفتاب مرا شماره ۳۱ - بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا شماره ۳۲ - ساقیا بیدار گردان چشم خواب آلوده را شماره ۳۳ - آنکه بتیزی زبان نرم کند ادیب را شماره ۳۴ - بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا شماره ۳۵ - وبال گشت گل باده بر پلاس مرا شماره ۳۶ - گر بشمشیر جفا پاره کنی سینه ی ما شماره ۳۷ - نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را شماره ۳۸ - دارد زبون بتیغ زبان طعنه گو مرا شماره ۳۹ - هرگز نظر بکام نیالوده ایم ما شماره ۴۰ - ای بر دلم زوعده ی خام تو داغها شماره ۴۱ - چندم خراشی از سخن تلخ سینه را شماره ۴۲ - مدامت چهره گلگون از شراب لاله گون بادا شماره ۴۳ - بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانه ی خود را شماره ۴۴ - خدا را صاف کن با ما دل بی کینه ی خود را شماره ۴۵ - آه کامشب دیده ام خوابی که میسوزد مرا شماره ۴۶ - بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا شماره ۴۷ - خراش سینه شد امروز عیش دینه ی ما شماره ۴۸ - زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را شماره ۴۹ - آزاد تر از بلبل باغست دل ما شماره ۵۰ - مستانه برون تاخته یی توسن کین را شماره ۵۱ - روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا شماره ۵۲ - دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را شماره ۵۳ - خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را شماره ۵۴ - در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا شماره ۵۵ - نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را شماره ۵۶ - دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب شماره ۵۷ - دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب شماره ۵۸ - من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب شماره ۵۹ - دل از نظاره ی آن گلعذارم گلشنست امشب شماره ۶۰ - منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب شماره ۶۱ - آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست شماره ۶۲ - یار را چون هوس صحبت درویشانست شماره ۶۳ - بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت شماره ۶۴ - گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت شماره ۶۵ - دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت شماره ۶۶ - گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست شماره ۶۷ - باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست شماره ۶۸ - هرگز به ازین پسر نبودست شماره ۶۹ - گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت شماره ۷۰ - پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست شماره ۷۱ - غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست شماره ۷۲ - آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت شماره ۷۳ - خرام سر و تو جان را حیات دمبدمست شماره ۷۴ - قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست شماره ۷۵ - آبی که بسته اند بدلها دهان تست شماره ۷۶ - باران و موج آب و می و روز عشرتست شماره ۷۷ - طبیبم دید و درمانم ندانست شماره ۷۸ - چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت شماره ۷۹ - خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت شماره ۸۰ - شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت شماره ۸۱ - تویی مراد دو عالم خرد همین دانست شماره ۸۲ - وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت شماره ۸۳ - باده ی صافم خلاص از آب حیوان کرده است شماره ۸۴ - مجنون راه عشقم و دل هادی منست شماره ۸۵ - بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست شماره ۸۶ - این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست شماره ۸۷ - آنرا که قدم در ره صاحبنظرانست شماره ۸۸ - مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست شماره ۸۹ - گشود چاک گریبان که یاسمین اینست شماره ۹۰ - از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت شماره ۹۱ - بیمار ترا دیده ی نمناک همانست شماره ۹۲ - صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست شماره ۹۳ - خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست شماره ۹۴ - دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست شماره ۹۵ - شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست شماره ۹۶ - بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست شماره ۹۷ - جفای لاله رخان راحت و فراغ منست شماره ۹۸ - شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست شماره ۹۹ - باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست شماره ۱۰۰ - دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست شماره ۱۰۱ - دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت شماره ۱۰۲ - شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست شماره ۱۰۳ - دوا خواهم ز تو ادراکم اینست شماره ۱۰۴ - پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکیست شماره ۱۰۵ - برویم میشوی خندان و چشمم از تو خونریزست شماره ۱۰۶ - رویم شکفته از سخن تلخ مردمست شماره ۱۰۷ - فروغ حسن تو از آه سوزناک منست شماره ۱۰۸ - آتشکده دلی که درو منزل تو نیست شماره ۱۰۹ - ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است شماره ۱۱۰ - ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست شماره ۱۱۱ - تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست شماره ۱۱۲ - دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست شماره ۱۱۳ - عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست شماره ۱۱۴ - باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است شماره ۱۱۵ - سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست شماره ۱۱۶ - آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست شماره ۱۱۷ - ای آنکه همه سوختنت از پی کامست شماره ۱۱۸ - آمد سحاب و چهره ی گلها ز خواب شست شماره ۱۱۹ - نیست بیرون و درونم ذره یی خالی ز دوست شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست شماره ۱۲۱ - دمی که آن گل خندان بقصد خون منست شماره ۱۲۲ - ماه رخسار تو آیینه ی مقصود منست شماره ۱۲۳ - خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست شماره ۱۲۴ - ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست شماره ۱۲۵ - عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست شماره ۱۲۶ - عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرمست شماره ۱۲۷ - چمن ز سایه ی سروت چو گلشن ارمست شماره ۱۲۸ - در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست شماره ۱۲۹ - چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست شماره ۱۳۰ - آزاد بلبلی که بدام بلا نسوخت شماره ۱۳۱ - خود رای من بخلوت رازت پناه چیست شماره ۱۳۲ - بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست شماره ۱۳۳ - غمی دارم ازو سودم همینست شماره ۱۳۴ - آه ازین ناز و دلبری که تراست شماره ۱۳۵ - دوش آه من سر راهش برسم داد بست شماره ۱۳۶ - از گلم گلها شکفت و از مزارم لاله خاست شماره ۱۳۷ - خورشید من که رخش جفا گرم داشتست شماره ۱۳۸ - باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست شماره ۱۳۹ - اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست شماره ۱۴۰ - دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست شماره ۱۴۱ - با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت شماره ۱۴۲ - هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست شماره ۱۴۳ - سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست شماره ۱۴۴ - دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت شماره ۱۴۵ - چشمم نظری در رخ آن دل گسل انداخت شماره ۱۴۶ - یار باید که غم یار خورد یار کجاست شماره ۱۴۷ - روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت شماره ۱۴۸ - باده در جامت مدام از اشک گلگون منست شماره ۱۴۹ - مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست شماره ۱۵۰ - بازم چراغ دل بمی ناب روشنست شماره ۱۵۱ - من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت شماره ۱۵۲ - خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست شماره ۱۵۳ - در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست شماره ۱۵۴ - دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست شماره ۱۵۵ - مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث شماره ۱۵۶ - دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج شماره ۱۵۷ - ای از نظاره ی تو خجل آفتاب صبح شماره ۱۵۸ - مرغ دلم به حلقه ی مویی نهاده رخ شماره ۱۵۹ - مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند شماره ۱۶۰ - دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد شماره ۱۶۱ - این باد ز طرف چمن کیست که داند شماره ۱۶۲ - آن پریچهره که دیوانه اش اهل نظرند شماره ۱۶۳ - هرگز این دست تهی بند نقابی نکشید شماره ۱۶۴ - خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد شماره ۱۶۵ - گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار می باید شماره ۱۶۶ - دمبدم در عاشقی دل را زیانی می شود شماره ۱۶۷ - محتسب گر بدر میکده مانع نشود شماره ۱۶۸ - چو باشم سر بزانو مانده شب در فکر یار خود شماره ۱۶۹ - مقیدان تو از یاد غیر خاموشند شماره ۱۷۰ - آنی که از تو حرف جفا می توان شنید شماره ۱۷۱ - فراوشم شود چندان کزو بیداد می آید شماره ۱۷۲ - آنکه بهر دیگران در زلف چین می افگند شماره ۱۷۳ - خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد شماره ۱۷۴ - بتان شهر که ترکانه باج می طلبند شماره ۱۷۵ - آه آتشناک من بوی دل مجنون دهد شماره ۱۷۶ - ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید شماره ۱۷۷ - بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند شماره ۱۷۸ - سیمای توام در دل پر نور نگنجد شماره ۱۷۹ - چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند شماره ۱۸۰ - تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود شماره ۱۸۱ - از جور گلرخان دل من خوار و زار شد شماره ۱۸۲ - تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد شماره ۱۸۳ - گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد شماره ۱۸۴ - مجاوران سر کوی یار سر بخشند شماره ۱۸۵ - مدام از کشت امیدم خس و خاشاک می روید شماره ۱۸۶ - پیش لبت که مرد که هم از تو جان ندید شماره ۱۸۷ - احبابرا ادای کلام تو می کشد شماره ۱۸۸ - از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکرد شماره ۱۸۹ - خزان رسید و گلستان به آن جمال نماند شماره ۱۹۰ - دلم ز روز بد خویش ماتمی دارد شماره ۱۹۱ - روزی فلکم پیش در او نرسانید شماره ۱۹۲ - امروز اگر می بمن آن لب نرساند شماره ۱۹۳ - نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد شماره ۱۹۴ - رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه می جوید شماره ۱۹۵ - چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد شماره ۱۹۶ - بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند شماره ۱۹۷ - چه شد که از همه جا بوی درد می آید شماره ۱۹۸ - صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد شماره ۱۹۹ - ماه من از خانه مست شب بهوای که شد شماره ۲۰۰ - ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند شماره ۲۰۱ - رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد شماره ۲۰۲ - نوبهار آمد که بوی گل جهانرا خوش کند شماره ۲۰۳ - دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید شماره ۲۰۴ - بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید شماره ۲۰۵ - ز بیرحمی چو آن گل پیرهن دور از بر من شد شماره ۲۰۶ - شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید شماره ۲۰۷ - بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد شماره ۲۰۸ - خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد شماره ۲۰۹ - حسن تو بچشم ما نگنجد شماره ۲۱۰ - بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد شماره ۲۱۱ - آمد بهار و دل بمی و جام تازه شد شماره ۲۱۲ - آن رهروان که رو به در دل نهاده اند شماره ۲۱۳ - جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجد شماره ۲۱۴ - با چون منی چرا می چون ارغوان خورند شماره ۲۱۵ - نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد شماره ۲۱۶ - عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند شماره ۲۱۷ - دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود شماره ۲۱۸ - منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد شماره ۲۱۹ - ستمگران غم اهل نظر نمی دانند شماره ۲۲۰ - آنان که به اخلاص کلام تو نویسند شماره ۲۲۱ - ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد شماره ۲۲۲ - کیم من تا کس از مرکب برای من فرود آید شماره ۲۲۳ - گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته اند شماره ۲۲۴ - سحر فغان من آنمه ز طرف بام شنید شماره ۲۲۵ - سرشک لعل من حاصل گل آزار می آرد شماره ۲۲۶ - کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید شماره ۲۲۷ - تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد شماره ۲۲۸ - دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد شماره ۲۲۹ - باین جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود شماره ۲۳۰ - ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد شماره ۲۳۱ - صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد شماره ۲۳۲ - هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز می آید شماره ۲۳۳ - افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد شماره ۲۳۴ - روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختند شماره ۲۳۵ - بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید شماره ۲۳۶ - گلرخان از نفس ما اثری یافته اند شماره ۲۳۷ - خوبی بالتفات وفا کم نمی شود شماره ۲۳۸ - معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد شماره ۲۳۹ - دود برآمد ز دلم چون سپند شماره ۲۴۰ - چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد شماره ۲۴۱ - میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید شماره ۲۴۲ - غباری کان گل از دامن بوقت رفتن افشاند شماره ۲۴۳ - از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود شماره ۲۴۴ - می خورده خنده بر من ناشاد می کند شماره ۲۴۵ - معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد شماره ۲۴۶ - گل آمد و بی یار نشستن که تواند شماره ۲۴۷ - بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود شماره ۲۴۸ - بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد شماره ۲۴۹ - لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد شماره ۲۵۰ - عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد شماره ۲۵۱ - دل سوزان من از نکهت نوروز نگشاید شماره ۲۵۲ - چکند دل که بدوران غمت خون نخورد شماره ۲۵۳ - در تن سوخته چندانکه نفس می گنجد شماره ۲۵۴ - چون از می صبوحی رنگ رخش برآید شماره ۲۵۵ - دمی که بوی گل از باد نوبهار آید شماره ۲۵۶ - سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید شماره ۲۵۷ - هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد شماره ۲۵۸ - ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارند شماره ۲۵۹ - جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد شماره ۲۶۰ - از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد شماره ۲۶۱ - کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد شماره ۲۶۲ - چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد شماره ۲۶۳ - آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید شماره ۲۶۴ - دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد شماره ۲۶۵ - چو رو از جاب صید آن شکار انداز می تابد شماره ۲۶۶ - هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد شماره ۲۶۷ - مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد شماره ۲۶۸ - مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید شماره ۲۶۹ - زبان به وصف جمال تو بر نمی آید شماره ۲۷۰ - سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد شماره ۲۷۱ - دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود شماره ۲۷۲ - تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود شماره ۲۷۳ - هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد شماره ۲۷۴ - ماه من از جامه خواب مهر سر بر می کند شماره ۲۷۵ - خوش آن شبها که سر بر آستان دلستانم بود شماره ۲۷۶ - بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید شماره ۲۷۷ - یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود شماره ۲۷۸ - گر می روم نزدیک او شوق وصالم می کشد شماره ۲۷۹ - چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند شماره ۲۸۰ - گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد شماره ۲۸۱ - درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود شماره ۲۸۲ - دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد شماره ۲۸۳ - از کعبه عزم دیر برون از طریق بود شماره ۲۸۴ - ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد شماره ۲۸۵ - نسوزیم که گل این چراغ می ماند شماره ۲۸۶ - امروز صفای دلم از سیمتنی بود شماره ۲۸۷ - خطش چو بنام من از خامه برون آید شماره ۲۸۸ - شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد شماره ۲۸۹ - ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند شماره ۲۹۰ - آن گل از طرف کشت می آید شماره ۲۹۱ - در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد شماره ۲۹۲ - دلم که همره آن مه چو ابر چست شود شماره ۲۹۳ - تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد شماره ۲۹۴ - تا چند بافسون جهان بند توان بود شماره ۲۹۵ - وقتست ای حریف که می در سبو کنند شماره ۲۹۶ - خنجر کشید و عربده با اهل حال کرد شماره ۲۹۷ - تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند شماره ۲۹۸ - خوبان خراب نرگس مستانه ی تو اند شماره ۲۹۹ - التفات چشم آن مشگین غزالم می کشد شماره ۳۰۰ - گه بلطفم می نوازد گه بنازم می کشد شماره ۳۰۱ - هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد شماره ۳۰۲ - طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد شماره ۳۰۳ - نوروز علم برزد و گل در چمن آمد شماره ۳۰۴ - گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد شماره ۳۰۵ - چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند شماره ۳۰۶ - هر دل که گرم از آتش پنهان من شود شماره ۳۰۷ - مه خورشد روی من دمی یکجا نمی گنجد شماره ۳۰۸ - عیدست و هر سو جلوه گر شوخ دلارای دگر شماره ۳۰۹ - ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر شماره ۳۱۰ - ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر شماره ۳۱۱ - ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر شماره ۳۱۲ - از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر شماره ۳۱۳ - خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر شماره ۳۱۴ - باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر شماره ۳۱۵ - کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار شماره ۳۱۶ - ما شسته ایم ز آینه ی دیده گرد غیر شماره ۳۱۷ - چون بمیخانه رسیدی سخن دور گذار شماره ۳۱۸ - شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر شماره ۳۱۹ - شکر خدا که با من بیدل نشست یار شماره ۳۲۰ - دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر شماره ۳۲۱ - خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز شماره ۳۲۲ - هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز شماره ۳۲۳ - خورشید من امروز بشکل دگری باز شماره ۳۲۴ - مست آمدی کرشمه کنان در قبای ناز شماره ۳۲۵ - رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز شماره ۳۲۶ - ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز شماره ۳۲۷ - چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز شماره ۳۲۸ - این نخل تازه بین که ندیدست خار کس شماره ۳۲۹ - دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس شماره ۳۳۰ - از جان من حکایت جانان من بپرس شماره ۳۳۱ - زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس شماره ۳۳۲ - آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس شماره ۳۳۳ - هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس شماره ۳۳۴ - آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس شماره ۳۳۵ - ببستر افتم و مردن کنم بهانه ی خویش شماره ۳۳۶ - رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش شماره ۳۳۷ - افزون ز صد قیامت در دل زیار آتش شماره ۳۳۸ - برغم من بحریفان می شبانه مکش شماره ۳۳۹ - بغایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش شماره ۳۴۰ - کو مطربی که مست شوم از ترانه اش شماره ۳۴۱ - یا مرا کامی ده از لعل شراب آلود خویش شماره ۳۴۲ - که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟ شماره ۳۴۳ - فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش شماره ۳۴۴ - از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش شماره ۳۴۵ - می رسد عشق و دل افسرده می آرد بجوش شماره ۳۴۶ - چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش شماره ۳۴۷ - من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش شماره ۳۴۸ - گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش شماره ۳۴۹ - تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش شماره ۳۵۰ - فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش شماره ۳۵۱ - سراسر شیوه ی نازست سرو ناز پروردش شماره ۳۵۲ - چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش شماره ۳۵۳ - نتوانم که بینم از دورش شماره ۳۵۴ - با کسان در صلح و با خود دایما در جنگ باش شماره ۳۵۵ - دل از عیش جهان کندیم و ذوق باده ی نابش شماره ۳۵۶ - ایدل بتلخی شب هجران صبور باش شماره ۳۵۷ - مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص شماره ۳۵۸ - عاشقانرا نه گل و باغ و بهارست غرض شماره ۳۵۹ - گر من ز شوق یار فرستم بیار خط شماره ۳۶۰ - ترک یاری کردی از وصل تو یاران را چه حظ شماره ۳۶۱ - امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع شماره ۳۶۲ - تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع شماره ۳۶۳ - میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع شماره ۳۶۴ - مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ شماره ۳۶۵ - ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف شماره ۳۶۶ - خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق شماره ۳۶۷ - جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق شماره ۳۶۸ - یارم اگر بمهر کشد یا بکین چه باک شماره ۳۶۹ - تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک شماره ۳۷۰ - دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک شماره ۳۷۱ - محروم باد چشم من از گلشن وصال شماره ۳۷۲ - سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال شماره ۳۷۳ - ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال شماره ۳۷۴ - خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل شماره ۳۷۵ - دلم صد پاره و نقش تو در هر پاره یی دارم شماره ۳۷۶ - عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم شماره ۳۷۷ - پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم شماره ۳۷۸ - چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم شماره ۳۷۹ - زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم شماره ۳۸۰ - شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم شماره ۳۸۱ - زرشک همدمانش بسکه جوشد هر نفس خونم شماره ۳۸۲ - از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم شماره ۳۸۳ - خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می کردم شماره ۳۸۴ - همه شب دارم از دل باده ی نابی که من دانم شماره ۳۸۵ - زغم جان می دهم چون دلربای خود نمی بینم شماره ۳۸۶ - دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم شماره ۳۸۷ - بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام شماره ۳۸۸ - ببویت صبحدم گریان بگلگشت چمن رفتم شماره ۳۸۹ - دل گشت خون و داد بگریه سرای چشم شماره ۳۹۰ - مرا که دل نگذارد که بی‌تو آب خورم شماره ۳۹۱ - هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم شماره ۳۹۲ - شب آمد هر کسی را روی در کاشنه یی یابم شماره ۳۹۳ - به بزمت گر به پهلوی رقیبان جا نمی‌کردم شماره ۳۹۴ - ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم شماره ۳۹۵ - من آشفته هم در خواب مستی کاش می مردم شماره ۳۹۶ - هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم شماره ۳۹۷ - بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام شماره ۳۹۸ - تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم شماره ۳۹۹ - قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم شماره ۴۰۰ - سحر ز میکده گریان و دردناک شدم شماره ۴۰۱ - رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم شماره ۴۰۲ - مست گشتم سر ز قید هوشیاران می برم شماره ۴۰۳ - ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم شماره ۴۰۴ - ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم شماره ۴۰۵ - رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم شماره ۴۰۶ - لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم شماره ۴۰۷ - چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم شماره ۴۰۸ - دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام شماره ۴۰۹ - ما رند خراباتی و معشوق پرستیم شماره ۴۱۰ - خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم شماره ۴۱۱ - امشب چراغ دل بحضور تو سوختم شماره ۴۱۲ - شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم شماره ۴۱۳ - متاب آن رخ زمن یکدم که در کوی تو می آیم شماره ۴۱۴ - چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام شماره ۴۱۵ - مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم شماره ۴۱۶ - اسیر لطف و گرفتار خشم و ناز توام شماره ۴۱۷ - جدا زان ماهر و امشب بدل دردی عجب دارم شماره ۴۱۸ - گرچه طور رندی و بدنامی از حد می برم شماره ۴۱۹ - آه کز هجر تو شبها باده خون دانسته ام شماره ۴۲۰ - ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم شماره ۴۲۱ - رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم شماره ۴۲۲ - بیا که پیش تو ای سرو گلعذار بمیرم شماره ۴۲۳ - ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم شماره ۴۲۴ - شب آه و ناله از دل غمناک می زدم شماره ۴۲۵ - هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم شماره ۴۲۶ - ز شوق آنکه خواند نامه ام را آنچنان شادم شماره ۴۲۷ - جدا از آن شاخ گل صد داغ حسرت زین چمن بردم شماره ۴۲۸ - غمت خوردم که روزی با تو چون گل همنفس باشم شماره ۴۲۹ - روز نوروزست و دل درد تو دارد سوز هم شماره ۴۳۰ - هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم شماره ۴۳۱ - کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم شماره ۴۳۲ - مدام از آتشی آشفته حالم شماره ۴۳۳ - ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم شماره ۴۳۴ - ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم شماره ۴۳۵ - بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم شماره ۴۳۶ - کجاست دل که به شبهای تار گشت کنم شماره ۴۳۷ - ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم شماره ۴۳۸ - ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم شماره ۴۳۹ - شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم شماره ۴۴۰ - دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم شماره ۴۴۱ - تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم شماره ۴۴۲ - ترا گزیده برای گزند خویشتنم شماره ۴۴۳ - چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم شماره ۴۴۴ - منم دل پریشان چه در طرب گشایم شماره ۴۴۵ - امیدم این نبود کزین در خجل روم شماره ۴۴۶ - چنین تا کی بحسرت سوی آن گلپیرهن بینم شماره ۴۴۷ - کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم شماره ۴۴۸ - نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم شماره ۴۴۹ - خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم شماره ۴۵۰ - بحالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم شماره ۴۵۱ - هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنوم شماره ۴۵۲ - ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمی یابم شماره ۴۵۳ - چه باشد عاشقی خود را بغمها مبتلا کردن شماره ۴۵۴ - جمال و جاه داری هر چه خواهی می توان کردن شماره ۴۵۵ - همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن شماره ۴۵۶ - هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون شماره ۴۵۷ - بسوی درد از گلشن افلاک می آید برون شماره ۴۵۸ - مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من شماره ۴۵۹ - می آفتست و در نظرم پر فنی چنین شماره ۴۶۰ - ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکن شماره ۴۶۱ - ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکن شماره ۴۶۲ - تا کی شود نقاب رخ گل لباس من شماره ۴۶۳ - رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن شماره ۴۶۴ - شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن شماره ۴۶۵ - بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من شماره ۴۶۶ - منم و دو چشم روشن برخ تو باز کردن شماره ۴۶۷ - روز از روز زبونتر کندم گردون بین شماره ۴۶۸ - لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن شماره ۴۶۹ - شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن شماره ۴۷۰ - مه من چند یار ارجمندان می توان بودن شماره ۴۷۱ - ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن شماره ۴۷۲ - بته رسید قدح ساقیا شراب رسان شماره ۴۷۳ - شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان شماره ۴۷۴ - ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین شماره ۴۷۵ - گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این شماره ۴۷۶ - اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون شماره ۴۷۷ - نخل تو سرکش و دل خود کام من همان شماره ۴۷۸ - ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان شماره ۴۷۹ - بهارست ای سرشک دیده ی من رو بصحرا کن شماره ۴۸۰ - مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن شماره ۴۸۱ - فصل خزان گذشت و رخ زرد من همان شماره ۴۸۲ - بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان شماره ۴۸۳ - تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن شماره ۴۸۴ - چشم من از نظاره ی آن زلف مشگبو شماره ۴۸۵ - ای ز سحر غمزه پنهان فتنه در ابروی تو شماره ۴۸۶ - دارم دلی هوای بسی خوبرو درو شماره ۴۸۷ - ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو شماره ۴۸۸ - عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو شماره ۴۸۹ - چشم گریانم که می گردد ز شوقت خون درو شماره ۴۹۰ - خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او شماره ۴۹۱ - زهی شمع فلک در خرگه از تو شماره ۴۹۲ - بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو شماره ۴۹۳ - هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو شماره ۴۹۴ - داری برقیبان سریاری عجب از تو شماره ۴۹۵ - هرگز بکسی باز نشد چشم و لب تو شماره ۴۹۶ - نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او شماره ۴۹۷ - منت که باز شد گرهی از جبین تو شماره ۴۹۸ - نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو شماره ۴۹۹ - ای باد صبح از پی آن نور دیده رو شماره ۵۰۰ - لیلی اگر سنگ جفا بر کاسه ی غافل زده شماره ۵۰۱ - خال بنفشه گون برخ آتشین منه شماره ۵۰۲ - چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته شماره ۵۰۳ - نخل قدت که از چمن جان برآمده شماره ۵۰۴ - ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده شماره ۵۰۵ - باز آن مه در سمند ناز در جولان شده شماره ۵۰۶ - خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده شماره ۵۰۷ - رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته شماره ۵۰۸ - عمریست کز سر ما میل مراد رفته شماره ۵۰۹ - نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره شماره ۵۱۰ - جان شهید عشق بجانان سپرده به شماره ۵۱۱ - ای دل متاع جان به خرابات برده به شماره ۵۱۲ - از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به شماره ۵۱۳ - بر صید زخم خورده دویدن چه فایده شماره ۵۱۴ - بازم ز جفایی دل افگار شکسته شماره ۵۱۵ - یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده شماره ۵۱۶ - زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده شماره ۵۱۷ - این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته شماره ۵۱۸ - منمای سوار گردی بعنان تو روانه شماره ۵۱۹ - کاکل بتاب رفته ز دام که جسته یی شماره ۵۲۰ - گاهی عتاب و گاه ترحم نموده یی شماره ۵۲۱ - باز ای فلک نتیجه ی انجم نموده یی شماره ۵۲۲ - خلقی بحسن خویش گرفتار دیده یی شماره ۵۲۳ - من کیستم شکسته دل هیچکاره یی شماره ۵۲۴ - ساقی چه سر گران بمن زار گشته یی شماره ۵۲۵ - بچشم من ز دگر روزها فزون شده یی شماره ۵۲۶ - صوفی ز کعبه رو بخرابات کرده یی شماره ۵۲۷ - ای برده دل از دلبران حسنت زروی دلبری شماره ۵۲۸ - چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی شماره ۵۲۹ - ای غنچه ی تو در سخن از سر معنوی شماره ۵۳۰ - گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی شماره ۵۳۱ - ای شمع جمالت اثر نور آلهی شماره ۵۳۲ - تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی شماره ۵۳۳ - تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی شماره ۵۳۴ - هر سوی جلوه ای گل خندان چه می کنی شماره ۵۳۵ - ای حدیثت شکر ناب چه شیرین سخنی شماره ۵۳۶ - دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی شماره ۵۳۷ - نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی شماره ۵۳۸ - گر بگویم بتو ای مه که چه زیبنده ی نازی شماره ۵۳۹ - شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی شماره ۵۴۰ - نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی شماره ۵۴۱ - دلازین آستان درد دل خود بردنم اولی شماره ۵۴۲ - تویی که هیچ گرفتی گل و شراب کسی شماره ۵۴۳ - تا نباشد دولتی روی تو چون بیند کسی شماره ۵۴۴ - نام دل بردی و جان ناتوانم سوختی شماره ۵۴۵ - شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می آمدی شماره ۵۴۶ - دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی شماره ۵۴۷ - چنان شد گریه ی من در فراق لاله رخساری شماره ۵۴۸ - ای رقیب آندم که بر کف تیغ بیدادش دهی شماره ۵۴۹ - از او قاصد بخشم آمد به من یارست پنداری شماره ۵۵۰ - بتو حال خود چه گویم که تو خود شنیده باشی شماره ۵۵۱ - چه شد کز صحبت یاران چنین رنجیده می آیی شماره ۵۵۲ - یاد داری که دلم را بجفا خون کردی شماره ۵۵۳ - بنشین و از میان کمر فتنه را گشای شماره ۵۵۴ - سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادی شماره ۵۵۵ - چسان گویم که شب سر خوش کجا ایماه می رفتی شماره ۵۵۶ - گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی شماره ۵۵۷ - ای بکرشمه هر زمان گلبن باغ دیگری شماره ۵۵۸ - چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می ریزی شماره ۵۵۹ - می خواه اضطراب برای چه می کنی شماره ۵۶۰ - ای صبا منع گرفتاری بلبل می کنی شماره ۵۶۱ - از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی شماره ۵۶۲ - تا کی نشان خویش بظلمت فرو بری شماره ۵۶۳ - هر گه فسانه من مجنون هوس کنی شماره ۵۶۴ - دلا بی نقد جان راه سر کویش نپیمایی شماره ۵۶۵ - نشستی با شراب و رود تا در خونم افگندی شماره ۵۶۶ - بس تازه و تری چمن آرای کیستی شماره ۵۶۷ - گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی شماره ۵۶۸ - هر نفس نالد گرفتاری بعشق نوگلی شماره ۵۶۹ - ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی شماره ۵۷۰ - منم و سر ارادت چو سگان بر آستانی شماره ۵۷۱ - سرم در راه آن سرو خرامان خاک بایستی شماره ۵۷۲ - بگشای پرده از گل رخسار اندکی شماره ۵۷۳ - تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی شماره ۵۷۴ - با غمت سازم که روزی غمگسار من شوی شماره ۵۷۵ - مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی شماره ۵۷۶ - دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولی