هوش مصنوعی:
شاعر از سرد شدن بیهدف آتش و دردناک بودن جام پر از زندگی خود افسوس میخورد. او تلاش میکند تا چراغی دیگر روشن کند، اما میترسد که با روشن کردن آن، مجبور به مردن شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۱۴ - افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
وین جام لبالبم رسیدست بدرد ۱
کوشم که کنم دگر چراغی روشن
ترسم که چو برفروزمش باید مرد ۲
وین جام لبالبم رسیدست بدرد ۱
کوشم که کنم دگر چراغی روشن
ترسم که چو برفروزمش باید مرد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ساقی قدحی که از میان خواهم رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - هر دم چو فلک بوضع دیگر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.