هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و ستایشآمیز است که به توصیف عظمت و بزرگی یک شخصیت معنوی یا حاکم عادل میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر بلندپروازانه مانند خورشید، سپهر، و عرش، جایگاه رفیع این شخصیت را توصیف میکند و او را به عنوان پناهگاه دین و دنیا معرفی مینماید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند روح قدسی و عقل اول دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات پیچیده و استعارههای ادبی ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.
شماره ۱۷ - زهی ز پیکر درگاهت اوج خورشیدی
زهی ز پیکر درگاهت اوج خورشیدی
که ذره ای بود اندر هواش پیکر تیر ۱
دقیقه ایست ز قدر تو نه سپهر بلند
بعلقه ای ز ضمیر تو هفت جرم منیر ۲
مسیر ابر بنان تو تا نقاب کشید
ز مشک بر رخ خورشید آسمان ضمیر ۳
همی بدرد بر روی آفتاب سپهر
هوا بدست تحرک نقاب ابر مطیر ۴
شراب خانه ی تو جوهریست حادثه سوز
که قائمند بدو، نه سپهر گاه مسیر ۵
چو روح قدسی بر هفت مسرعش تعظیم
چو عقل اول در نه مؤثرش تأثیر ۶
گهی مصدره خلفت جنین سخن
....................................... ۷
ایا رسیده بجائی بزرگی تو که هست
چو عفو حق کرمت جرم بخش عذر پذیر ۸
شبی بپای تفکر ز ساکنان سپهر
چو بر گذشتن و بیرون شدم ز چرخ چو تیر ۹
بعالمی برسیدم که بی وسیلت لفظ
مرا ضمیر سخن کشف شد قلیل و کثیر ۱۰
جهان پناهی دیدم در آن که دور جهان
بچشم همت عالیش خوار بود و حقیر ۱۱
سئوال کردم، کاین دین پناه عادل کیست؟
که در حمایت اقبال اوست تاج و سریر ۱۲
جواب داد بلفظی صریح هاتف غیب
ز ساق عرش بتائید کردگار صریر ۱۳
که شمس دولت و دین فخرملک صدر جهان
پناه تیغ و قلم ملجأ صغیر و کبیر ۱۴
جهان پناها چون اهل دین و دنیا را
ز سایه تو که پاینده باد نیست گزیر ۱۵
که ذره ای بود اندر هواش پیکر تیر ۱
دقیقه ایست ز قدر تو نه سپهر بلند
بعلقه ای ز ضمیر تو هفت جرم منیر ۲
مسیر ابر بنان تو تا نقاب کشید
ز مشک بر رخ خورشید آسمان ضمیر ۳
همی بدرد بر روی آفتاب سپهر
هوا بدست تحرک نقاب ابر مطیر ۴
شراب خانه ی تو جوهریست حادثه سوز
که قائمند بدو، نه سپهر گاه مسیر ۵
چو روح قدسی بر هفت مسرعش تعظیم
چو عقل اول در نه مؤثرش تأثیر ۶
گهی مصدره خلفت جنین سخن
....................................... ۷
ایا رسیده بجائی بزرگی تو که هست
چو عفو حق کرمت جرم بخش عذر پذیر ۸
شبی بپای تفکر ز ساکنان سپهر
چو بر گذشتن و بیرون شدم ز چرخ چو تیر ۹
بعالمی برسیدم که بی وسیلت لفظ
مرا ضمیر سخن کشف شد قلیل و کثیر ۱۰
جهان پناهی دیدم در آن که دور جهان
بچشم همت عالیش خوار بود و حقیر ۱۱
سئوال کردم، کاین دین پناه عادل کیست؟
که در حمایت اقبال اوست تاج و سریر ۱۲
جواب داد بلفظی صریح هاتف غیب
ز ساق عرش بتائید کردگار صریر ۱۳
که شمس دولت و دین فخرملک صدر جهان
پناه تیغ و قلم ملجأ صغیر و کبیر ۱۴
جهان پناها چون اهل دین و دنیا را
ز سایه تو که پاینده باد نیست گزیر ۱۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - سپهر قدرا، گردون هر آنچه حکم کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - چو در سخا و سخن قوت حیات نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.