هوش مصنوعی:
شاعر از روزی که معشوق را دیده است، هر شب از غم او گریه کرده و میخواهد که معشوق زودتر بازگردد، زیرا قلب و جانش بدون او نمیتواند زندگی کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی برای درک کامل مفاهیم آن دارد.
شماره ۲۲۸ - زان روز که چشم من به رویت نگریست
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که از غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند زیست
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
نگذشت شبی که از غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند زیست
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - سودای تو را خود سر و سامانی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - تا دست وصال تو نگیرم در دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.