هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و دیوانگی در عشق سخن میگوید. شاعر از گریهها و اشکهایش میگوید که به دلیل سودای معشوق بر چهرهاش نشسته است. او از رفتار معشوق شکایت دارد و میگوید اگر شیوهٔ رفتار او اینگونه است، باعث رنج و شکستن دلها خواهد شد. شاعر همچنین به بیعقلی صحبت با معشوق مست اشاره میکند و اینکه عشق او را به دیوانگی کشانده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عشقی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین اشارههایی به مستی و دیوانگی دارد که مناسب گروههای سنی بالاتر است.
شماره ۸۹ - هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست
هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست
بر سرِ بازار سودای تو بر وجهی نشست ۱
شیوهٔ رفتار اگر این است ای سرو بهشت
شاخ طوبی را بسی بر طرف جو خواهی شکست ۲
سرو اگر لافد به بالای تو آب او مبر
سهل باشد زور کردن بر حریف زیر دست ۳
میل دل با چشم او از غایت دیوانگی ست
عین بی عقلی ست صحبت داشتن با ترک مست ۴
می کشد پیش خیال او خیالی نقد جان
در خور او نیست امّا هر که هست و هرچه هست ۵
بر سرِ بازار سودای تو بر وجهی نشست ۱
شیوهٔ رفتار اگر این است ای سرو بهشت
شاخ طوبی را بسی بر طرف جو خواهی شکست ۲
سرو اگر لافد به بالای تو آب او مبر
سهل باشد زور کردن بر حریف زیر دست ۳
میل دل با چشم او از غایت دیوانگی ست
عین بی عقلی ست صحبت داشتن با ترک مست ۴
می کشد پیش خیال او خیالی نقد جان
در خور او نیست امّا هر که هست و هرچه هست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - هر دل که به عشق مبتلا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.