هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوقی میگوید که با وجود جذابیت و زیبایی، بیوفا و دور از دسترس است. او از رنج عشق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویری مانند زلف درهمتنیده و سرو قدکشیده توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۵۰ - هر شبی زلفش مرا دربند سودا می کشد
هر شبی زلفش مرا دربند سودا می کشد
لیک آن بدعهد را خاطر دگر جا می کشد ۱
ما ز گریه غرق آب دیده گشتیم و هنوز
همچو سرو آن شوخ هردم دامن از ما می کشد ۲
دردمندان را ز رنج دل کشیدن چاره نیست
تا به انگیز بلا آن سرو بالا می کشد ۳
من همان ساعت که فکر زلف او کردم به خویش
گفتم این اندیشه روزی سر به سودا می کشد ۴
با خیال سروِ قدش چون خیالی هر نفس
بی دلان را گوشهٔ خاطر به صحرا می کشد ۵
لیک آن بدعهد را خاطر دگر جا می کشد ۱
ما ز گریه غرق آب دیده گشتیم و هنوز
همچو سرو آن شوخ هردم دامن از ما می کشد ۲
دردمندان را ز رنج دل کشیدن چاره نیست
تا به انگیز بلا آن سرو بالا می کشد ۳
من همان ساعت که فکر زلف او کردم به خویش
گفتم این اندیشه روزی سر به سودا می کشد ۴
با خیال سروِ قدش چون خیالی هر نفس
بی دلان را گوشهٔ خاطر به صحرا می کشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - هر دم به صورتی یار دیدار می نماید
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.