هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنجهای عشق و بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر از جفای معشوق، نادر بودن وفا در این دوران، و تلاشهای بیثمر برای یافتن عشق حقیقی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ارزش والای عشق و دیوانگی ناشی از آن دارد و تأکید میکند که عاشقان واقعی از سرزنش دیگران نمیهراسند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۵ - وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیست
وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیست
بیوفا هست گل باغ و چه گل رویان نیست ۱
کیمیائیست وفا گرچه در این دور زمان
کیست کز جان و دل اکسیر مرا جویان نیست ۲
بس سکندر زپی چشمه حیوان جا داد
نتوان گفت که کس در طلبش پویان نیست ۳
هر کرا بار بود در حرم خلوت یار
غمش از سرزنش گفته بدگویان نیست ۴
گر کسی یار نکو روی در آغوش کشید
فارغ از شنعت پی در پی بدجویان نیست ۵
عاقلش آدمی آشفته نخواند هرگز
هر که دیوانه زنجیر پریرویان نیست ۶
در بر اهل ادب صاحب دیوان نبود
هر کرا نام علی زیب ده دیوان نیست ۷
بیوفا هست گل باغ و چه گل رویان نیست ۱
کیمیائیست وفا گرچه در این دور زمان
کیست کز جان و دل اکسیر مرا جویان نیست ۲
بس سکندر زپی چشمه حیوان جا داد
نتوان گفت که کس در طلبش پویان نیست ۳
هر کرا بار بود در حرم خلوت یار
غمش از سرزنش گفته بدگویان نیست ۴
گر کسی یار نکو روی در آغوش کشید
فارغ از شنعت پی در پی بدجویان نیست ۵
عاقلش آدمی آشفته نخواند هرگز
هر که دیوانه زنجیر پریرویان نیست ۶
در بر اهل ادب صاحب دیوان نبود
هر کرا نام علی زیب ده دیوان نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - چشمه خور برای دیدن نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - بت پرستنده بت رویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.