هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف عشق شدید و آتشینی میپردازد که شاعر را سوزانده و او را مانند سمندر و پروانه به سوختن وامیدارد. عشق در این شعر بهعنوان نیرویی قدرتمند و ویرانگر تصویر شده که حتی گوهرهای دریای چشم شاعر را نثار یکدانهای میکند. شاعر خود را سراسر آتش و آشفته مانند شمع میبیند که جامه عشق بر تن دوخته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۳ - از این آتش که عشقت در من افروخت
از این آتش که عشقت در من افروخت
سمندر سوختن را از من آموخت ۱
زند هندو از آن خود را بر آتش
که از عکس تو آن آتش برافروخت ۲
بلی این آتش از سودای عشقست
که او هم شمع و هم پروانه را سوخت ۳
نثار گوهر یکدانه ای کرد
گهرهائی که بحر دیده اندوخت ۴
سراپا آتشم آشفته چون شمع
مرا تا کسوت عشقش بتن دوخت ۵
سمندر سوختن را از من آموخت ۱
زند هندو از آن خود را بر آتش
که از عکس تو آن آتش برافروخت ۲
بلی این آتش از سودای عشقست
که او هم شمع و هم پروانه را سوخت ۳
نثار گوهر یکدانه ای کرد
گهرهائی که بحر دیده اندوخت ۴
سراپا آتشم آشفته چون شمع
مرا تا کسوت عشقش بتن دوخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - زخم دل بهبود شد لعل نمک پاشی کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - مرا کان لب شراب سلسبیل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.