هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حافظ، به زیباییهای معشوق و درد عشق اشاره دارد. شاعر از موهای معشوق، عشق به بتان، و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و مذهبی مانند نور علی و مسلمان بودن عشق دارد. در پایان، شاعر از درد دل و رنجهای عشق شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات عرفانی و مذهبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۳ - نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست
نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست
یا بجز عشق بتان در دو جهان کاری هست ۱
ایخوش آن سر که سزاوار سرداری هست
خرم آن جان که پسند قدم یاری هست ۲
نتوان جست در آن زلف دل غمزده را
که در این سلسله هرگوشه گرفتاری هست ۳
کافر عشق مسلمان نبود در همه کیش
منکرانرا خبری کن اگر انکاری هست ۴
بسکه مستغرق سودای گل آمد بلبل
خبرش نیست که در صحن چمن خاری هست ۵
گفتمتش از چه برانی که سگ کوی توام
گفت در خیل سگانم چو تو بسیاری هست ۶
اینچنین نافه که عنبر دهد و مشک ختن
بخطا گفت که در طبله عطاری هست ۷
پیش تیر نظر تو سپر انداخت قضا
کسی قدر را ببر قدر تو مقداری هست ۸
نقش آنزلف و رخ آشفته بفر خار ببر
تا نگویند که در بتکده زناری هست ۹
همه خوبان جهان مظهر نور علی اند
یوسف ماست که در هر سربازاری هست ۱۰
درد دلرا نتوان گفت چه درد است طبیب
میتوان گفت که بیماری و آزاری هست ۱۱
کنج کاوی کند آن غمزه فتان بدلم
میتوان یافت که با جان منش کاری هست ۱۲
یا بجز عشق بتان در دو جهان کاری هست ۱
ایخوش آن سر که سزاوار سرداری هست
خرم آن جان که پسند قدم یاری هست ۲
نتوان جست در آن زلف دل غمزده را
که در این سلسله هرگوشه گرفتاری هست ۳
کافر عشق مسلمان نبود در همه کیش
منکرانرا خبری کن اگر انکاری هست ۴
بسکه مستغرق سودای گل آمد بلبل
خبرش نیست که در صحن چمن خاری هست ۵
گفتمتش از چه برانی که سگ کوی توام
گفت در خیل سگانم چو تو بسیاری هست ۶
اینچنین نافه که عنبر دهد و مشک ختن
بخطا گفت که در طبله عطاری هست ۷
پیش تیر نظر تو سپر انداخت قضا
کسی قدر را ببر قدر تو مقداری هست ۸
نقش آنزلف و رخ آشفته بفر خار ببر
تا نگویند که در بتکده زناری هست ۹
همه خوبان جهان مظهر نور علی اند
یوسف ماست که در هر سربازاری هست ۱۰
درد دلرا نتوان گفت چه درد است طبیب
میتوان گفت که بیماری و آزاری هست ۱۱
کنج کاوی کند آن غمزه فتان بدلم
میتوان یافت که با جان منش کاری هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - من کیستم که وصف کنم از جمال دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - ای قافله سالار زلیلی خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.