هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند بندگی، عشق الهی، و ارزش‌های معنوی استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند داغ بندگی، خاتم جم، و کیمیا دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۳۱۵ - رندی که او بکوی مغان ره نشین بود

رندی که او بکوی مغان ره نشین بود
شاید که بحر و کانش در آستین بود ۱

سر نایدش فرود بتاج قباد و کی
آنرا که داغ بندگیت بر جبین بود ۲

با اینکه رام کس نشود توسن سپهر
نه مهر و مه که داغ تواش بر سرین بود ۳

هر شب زبوی موی تو آرد صبا بچین
گر نافهای مشگ زآهوی چین بود ۴

چشمت کمان کشیده چو ترکان راهزن
در قصد دین و دل همه شب در کمین بود ۵

غمناک کس بمیکده هرگز شنیده ای
حاشا که در بهشت دل کس غمین بود ۶

گفتی چه جنس بوده خدنگ کمان عشق
تیریست شهپرش پر روح الامین بود ۷

نازم بقاتلی که پی ضرب دست او
از کشتگان بلند همه آفرین بود ۸

دانی که چیست خاتم جم کاو جهان گرفت
نام تواش معاینه نقش نگین بود ۹

آنی که روزگار باین امتداد قدر
در سایه وجود تو راحت گزین بود ۱۰

آشفته رخ متاب زخاک در علی
حاشا که کیمیا بدو عالم جز این بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - ای خوش آن صیدی که صیاد باورام بود
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - زلف او چون بجان درآویزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.