با سلام معنای این شعر سعدی چیست؟

۱۴۰۱/۱۱/۲۳ ۹۹۲ بازدید
۰
م

دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم

هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید
ناصر

۱ پاسخ

۰

این غزل شماره ۲۷۷ سعدی است. از خوبی و زیبایی دوست می گوید.معنی بیت موردنظر شما را من اینطور برداشت می کنم که سعدی می گوید به سختی از همه چیز دل کندم و دلم را به تو دادم هرکس که نتواند جفای دوست را تحمل کند، نمی تواند بر عهد و پیمان  دوستیش استوار بماند.

بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید

 روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید

 صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

 تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

 این لطافت که تو داری همه دل‌ها بفریبد

 وین بشاشت که تو داری همه غم‌ها بزداید

 رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد

 زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید

 نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشایی

 پیش نطق شکرینت چو نی انگشت بخاید

 گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی

 چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید

 دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم

 هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید

 با همه خلق نمودم خم ابرو که تو داری

 ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید

 گر حلالست که خون همه عالم تو بریزی

 آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید

 چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند

 پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید

 سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن

 نظری گر بربایی دلت از کف برباید

ناشناس · ۱۴۰۱/۱۱/۲۳
با سلام و تشکر
با این تفسیر که سعدی از همه چیز با سختی دل کنده و آنرا به دوست ( معشوق) داده
در مصرع دوم خطاب سعدی به کیست؟ آیا به خودش ودر تایید خودش است وبه این معناست که من سعدی جور و جفای تو را تحمل کردم و بر عهد دوستی ام پایدارم؟ — ناصر ۱۴۰۱/۱۱/۲۴
با سلام و عرض ادب
فکر می کنم سعدی برای تسلای خودش که جور و جفای معشوق را تحمل کرده خطاب به خودش گفته هرکس تحمل جور و جفای دوست یا معشوق را نداشته باشد، نمی تواند یار وفاداری باشد و بر عهد دوستی استوار بماند. — ناشناس ۱۴۰۱/۱۱/۲۵

پاسخ شما