آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد
الحق آراسته خلقی و جمالی دارد
درد دل پیش که گویم که به جز باد صبا
کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد
دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راه
تشنه میمیرد و شخص آب زلالی دارد
زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراست
زنده آنست که با دوست وصالی دارد
من به دیدار تو مشتاقم و از غیر ملول
گر تو را از من و از غیر ملالی دارد
مرغ بر بام تو ره دارد و من بر سر کوی
حبذا مرغ که آخر پر و بالی دارد
غم دل با تو نگویم که نداری غم دل
با کسی حال توان گفت که حالی دارد
طالب وصل تو چون مفلس و اندیشه گنج
حاصل آنست که سودای محالی دارد
عاقبت سر به بیابان بنهد چون سعدی
هر که در سر هوس چون تو غزالی دارد
سعدی
چهره ی معشوق به گل نسترن تشبیه شده که از غالیه ( ماده خوشــــبويي مركب از مشك و عــنـبر و مانــند اينـها به رنــگ سيـاه كه مو را با آن سيــــــاه و معــــطر مي سازنـــد) خالی به چهره دارد یعنی خالی سیاه،از غالیه در چهره دارد.چنین چهره ای واقعا زیبا و آراسته است.
خال سیاه زیبایی چهره ی معشوق را دوچندان می کند و در اصطلاح عرفانی کنایه از نقطه ی حقیقی و نقطه وحدت است.