معنی رباعی ۲۲ حافظ و تفسیرش

۱۴۰۲/۱/۳ ۲۵۹ بازدید
۰
ناشناس

۱ پاسخ

۰
در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم من سودازده را کار بساز

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار

در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز

به نظر میاد در گیسویش آویختم درست باشه و نه سنبلش، چون در مصراع سوم گفته زلفم بگذار.

برداشت من از این رباعی این هست که حافظ انسان را از دل بستن به دنیا و سختگیری به خاطر آن نهی کرده و دعوت به خوشی و در حال زندگی کردن و دم را غنیمت دانستن می کند.

به نظر من در این رباعی شاعر دنیا را به معشوقی با گیسوی بلند تشبیه کرده که عاشق زلف او را گرفته و از او می خواهد که کمکش کند زیرا او سودازده و ورشکسته و پریشان است اما معشوق او را به عشقبازی دعوت می کند و از او می خواهد که دم را غنیمت بداند، لبانش را ببوسد و دست از سر زلف او یعنی دست از سر نگرانیهای دنیوی بردارد و خوش باشد.
ناشناس · ۱۴۰۲/۱/۳

پاسخ شما