مفهوم شعر زیر

۱۴۰۲/۲/۱۱ ۱۰۸ بازدید
۰
سلام مفهوم این شعر چیه

خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند

اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند

خشک مغزانی که نشکستند خود چون حباب

چون کف دریا وبال دامن ساحل شدند

نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان

چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند

جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوند

حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند

سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها

بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند

نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو

از چنین دولت چرا اهل جهان غافل
ناشناس

۱ پاسخ

۱
خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند

(آنان که به ظواهر و مادیات توجه دارند از پرداختن به روح و تقویت معنوی روح خویش، غافل شدند)

اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند

از آنجا که انسان از خاک یا گل آفریده شده،تمام وقت و همتش را صرف چیزهای مادی مثل آب و گل می کند)

خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حباب

افراد خشک مغز، با غرور ابلهانه ی خویش، حاضر به فروتنی و شکستن غرور بیجای خود نشدند)

چون کف دریا وبال دامن ساحل شدند
این افراد را به کف دریا تشبیه کرده که خود را به ساحل تحمیل می کند.یعنی افراد خشک مغز و مغرور و خودخواه مانند کف دریا فانی هستند و اثر مثبتی از خود به جا نمی گذارند)

نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان

(گروهی که صاحبدل شده اند ،وقتی بادخزان می وزد و بر چهره شان سیلی می زند نغمه پردازی می کنند)

چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند

(آنها افراد صاحبدل هستند و صائب آنان را به صنوبر تشبیه کرده، افراد صاحبدل در برابر ناملایمات زندگی تسلیم نمی شوند.)

جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوند

(تعجبی ندارد اگر افراد عاقل، مجنون و دیوانه شوند)

حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند

(اما از افراد مجنون در حیرتم و از خود می پرسم چگونه اینها عاقل می شوند)

سبز شد در دست مردم دانه ی تسبیح ها

(از بس که مردم دانه های تسبیح را در دستهای خود گرفتند، دانه های تسبیح سبز شدند،)

بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند

(زیرا مردم فقط تسبیح در دست گرفتند و به ظاهر آن توجه کردند اما از ذکر و یاد خدا غافل شدند)

نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو

(در اینجا صائب خودش را مورد خطاب قرارمی دهد و می گوید ای صائب، سرمایه ای بالاتر از خلق نیکو وجود ندارد)

از چنین دولت چرا اهل جهان غافل شدند؟

( مردم از خلق نیکو که دولت و ثروتی قیمتی است، چرا بی خبر مانده اند؟)

شاعر: صائب تبریزی
ناشناس · ۱۴۰۲/۲/۱۲

پاسخ شما