معنی بیت شعر (حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود.....چیست؟)

۱۴۰۲/۳/۱ ۵۸۱ بازدید
۰
ناشناس

۱ پاسخ

۰
چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت

نی نی عقابی آمد و صیدی ربود و رفت

آن آفتاب کشور خوبی چو ماه نو

ظرف مرا به آن می تند آزمود و رفت

نقش دگر بتان که نمی‌رفت از نظر

آن به تن به نوک خنجر مژگان زدود ورفت

تیری که در کمان توقف کشیده داشت

وقت وداع بر دل ریشم گشود و رفت

حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود

آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت

از بهر پای بوس وداعی که روی داد،

رویم هزار مرتبه بر خاک سود و رفت

افروخت آخر از نگه گرم آتشی

در محتشم نهفته برآورد دود و رفت

شاعر: محتشم کاشانی
شاعر در این غزل از ربوده شدن دلش توسط معشوقی بی وفا می گوید که آمد و او را به بند عشق گرفتار کرد و بعد هم وداع کرد و دل به آتش کشیده ی شاعر را جا گذاشت و رفت.در بیت مذکور:
حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود
آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت
به حرفی اشاره می کند که در پرده بود و شاعر آن را نمی فهمید اما همین سخن مستور در حجاب را هم به رمز گفته و با اشاره شنوده و با همین وضع او را ترک کرده و رفته است.
ناشناس · ۱۴۰۲/۳/۱

پاسخ شما