نمی‌داند ک عشق اون رگی با جان من دارد

۱۴۰۲/۴/۲۶ ۸۹ بازدید
۰
ناشناس

۱ پاسخ

پاسخ پذیرفته‌شده
۱
بتی دارم که یک ساعت مرا بی‌غم بنگذارد

غمی کز وی دلم بیند فتوح عمر پندارد

نصیحت‌گو مرا گوید که برکن دل ز عشق او

نمی‌داند که عشق او رگی با جان من دارد

دلم چون آبله دارد دگر عشق فدا بر کف

مگر از جان به سیر آمد دلم کش باز می‌خارد

مرا گوید بیازارم اگر جان در غمم ندهی

چگویی جان بدان ارزد که او از من بیازارد

نتابم روی از او هرگز اگرچه در غم رویش

مرا چرخ کهن هردم بلایی نو به روی آرد
غزل شماره ۷۷ انوری

شاعر می گوید ناصح من را نصیحت می کند که عشق او یعنی معشوقم را از سر بیرون کنم زیرا نمی داند که عشق اومانند رگی در بدن من است یا مانند رگی است که اگر قطع گردد، حیات من نیز قطع خواهدشد.
ناشناس · ۱۴۰۲/۵/۳

پاسخ شما