تفسیر شعر در قاضی ظالم و جاهل از سنایی

۱۴۰۲/۹/۲۴ ۱۱۶ بازدید
۰
سلام دوستان . میشه لطفا بیت آخر ای شعر رو معنی کنید؟ ممنون

آن شنیدی که در دهی پیری

خورد ناگه ز شحنه‌ای تیری

رفت در پیش قاضی آن درویش

گفت بنگر مرا چه آمد پیش

شحنه سرمست بود در میدان

تیری افکند و زد مرا بر جان

قاضی او را بگفت از سرِ خشم

قلتبانا نگه نداری چشم

تیر شحنه به خون بیالودی

تا مرا درد سر بیفزودی

جفت گاوت به شحنهٔ ده ده

وز چنین دردسر به نفس بجه

تا دل شحنه بر تو گردد خوش

ورنه اندر زند به جانت آتش

گفت گشتم به حکم تو راضی

چون بُوَد خشم شحنه و قاضی
ناشناس

۱ پاسخ

۰
در نهایت آن پیر که شکایت پیش قاضی برده بود می گوید: من از حکم تو راضی هستم (با آنکه قاضی ، حکمی ظالمانه صادر کرده بود). برای اینکه از خشم پاسبان و قاضی در امان باشم.
خرقه پوش · ۱۴۰۲/۹/۲۴

پاسخ شما