معنی شبی نلعبی و پالانگری حق خویشتن خواستند ار خری

۱۴۰۳/۳/۱۶ ۶۹ بازدید
۰
ناشناس

۱ پاسخ

۰
شبی نعل‌بند‌ی و پالان‌گر‌ی

حق خویشتن خواستند از خری

خر از پای رنجیده و پشت ریش

بیفکندشان نعل و پالان به پیش

چو از وام‌داری خر آزاد گشت

بر آسود و از خویشتن شاد گشت

تو نیز ای به خاکی شده گَرد‌ناک

بده وام و بیرون جَه از گرد و خاک

ابن شعر بخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم پدر ارسطو از نظامی است.معنای این بخش چنین است که روزی یک نعلبند و یک پالانگر در ازای خدمتشان به خر، مزدشان را از او خواستند.خر که هم پایش زخمی و دردناک بود و هم پشتش زخم بود،نعل و پالان را جلوی آنها انداخت و خودش را از زیر بار منت آنها رهانید و دلش شادشد.شاعر در بیت آخر به خواننده نصیحت می کند که ای کسی که اسیر خاک و زمین هستی و وابسته ی آن شده ای، خودت را از بند زمین برهان و آزاد و رها باش.یعنی دلبسته ی دنیا و مادیات نباش.
ناشناس · ۱۴۰۳/۵/۱۳

پاسخ شما