تعداد ۵۴۰۳ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۷ - ایستاده دیدم آن جا دزد و غول
ایستاده دیدم آن جا دزد و غول
روی زشت و چشم‌ها همچون دو غول
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۸ - چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
همچو آهن گشت و نداد ایچ خم
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۹ - تا به خانه برد زن را با دلام
تا به خانه برد زن را با دلام
شادمانه زن نشست و شادکام
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۰ - نزد آن شاه زمین کردش پیام
نزد آن شاه زمین کردش پیام
دارویی فرمود زامهران به نام
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۱ - بس که برگفته پشیمان بوده‌ام
بس که برگفته پشیمان بوده‌ام
بس که بر ناگفته شادان بوده‌ام
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۲ - کرد باید مر مرا و او را رون
کرد باید مر مرا و او را رون
شیر تا تیمار دارد خویشتن
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۳ - پس شتابان آمد اینک پیرزن
پس شتابان آمد اینک پیرزن
روی یکسو، کاغه کرده خویشتن
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۴ - زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
زش به بیداری میان مردمان
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۵ - چون بگردد پای او از پایدان
چون بگردد پای او از پایدان
خود شکوخیده بماند هم چنان
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۶ - مار و غنده کربشه با کژدمان
مار و غنده کربشه با کژدمان
خورد ایشان گوشت روی مردمان
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۷ - تاک رز بینی شده دینارگون
تاک رز بینی شده دینارگون
پرنیان سبز او زنگارگون
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۸ - از همالان وز برادر من فزون
از همالان وز برادر من فزون
زان که من امیدوارم نیز یون
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۷۹ - گر درم داری، گزند آرد بدین
گر درم داری، گزند آرد بدین
بفگن او را گرم و درویشی گزین
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۰ - مرد را نهمار خشم آمد ازین
مرد را نهمار خشم آمد ازین
غاو شنگی به کف آوردش، گزین
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۱ - ار همه خوبی و نیکی دارد او
ار همه خوبی و نیکی دارد او
ماده ور بر کار خویش ار دارد او
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۲ - تنگ شد عالم برو از بهر گاو
تنگ شد عالم برو از بهر گاو
شور شور اندر فگند و کاو کاو
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۳ - گفت: فردا بینی‌ام در پیش تو
گفت: فردا بینی‌ام در پیش تو
خود بیا هنجم ستیم از ریش تو
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۴ - کاش آن گوید که باشد بیش نه
کاش آن گوید که باشد بیش نه
بر یکی بر چند بفزاید فره
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۵ - هیچ گنجی نیست از فرهنگ به
هیچ گنجی نیست از فرهنگ به
تا توانی رو هوا زی گنج نه
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۸۶ - روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامه‌شان غفه، سموریشان کلاه