عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۴۹ - ساقی دو جهان کجا دمی غم ارزد
ساقی دو جهان کجا دمی غم ارزد
یکجا بده که ملک صد جم ارزد
عالم چکنم تو گوشه چشم فکن
یک گوشه چشم تو دو عالم ارزد
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۵۷ - ساقی که غمش ز پادشاهی خوشتر
ساقی که غمش ز پادشاهی خوشتر
رویش ز صفای صبحگاهی خوشتر
هر چند که دلخواه بود عیش جهان
دیدار خوشش زهر چه خواهی خوشتر
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۴ - ساقی ز غم تو میگدازیم چو شمع
ساقی ز غم تو میگدازیم چو شمع
در آتش دل شب درازیم چو شمع
بفرست نسیمی که ز پا ننشینیم
تا در هوس تو سر ببازیم چو شمع
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۵ - ساقی که رسد بوصلت از یاری عقل
ساقی که رسد بوصلت از یاری عقل
در خواب که بنیدت ز بیداری عقل؟
از باده عشق اگر چه بدمستی زاد
بد مستی عشق به ز هشیاری عقل
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۷ - ساقی قدحی ده بمن سوخته حال
ساقی قدحی ده بمن سوخته حال
وز من بنشان بآب می گرد ملال
گر برق وصال خرمن جمله بسوخت
من سوخته ام به حسرت برق وصال
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۹ - ساقی قدحی که کشته جانانیم
ساقی قدحی که کشته جانانیم
ما مردن و زندگی از آن می‌دانیم
ما را به اجل چه کار و با عمر چه بحث
ما زنده وصل و کشته هجرانیم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۷۰ - ساقی نظری که سمت دیدار توام
ساقی نظری که سمت دیدار توام
خود شاهد حالی که گرفتار توام
دعوی نکنم که من خریدار توام
تو یوسف و من سگی ز بازار توام
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۷۳ - ساقی قدحی که عاشق روی توام
ساقی قدحی که عاشق روی توام
مست خم زلف ابروی توام
تنها نه رخ خوب کشد سوی توام
قلاب محبتی است هر موی توام
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۷۵ - ساقی قدحی که دل بدریا فکنم
ساقی قدحی که دل بدریا فکنم
چشمی سوی آن نرگس شهلا فکنم
ما را سر و تن گر نشود خاک رهت
سر پیش سگان و تن بصحرا فکنم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۷۶ - ساقی ز شراب عشق ما بیخبریم
ساقی ز شراب عشق ما بیخبریم
ورنه چه حد ماست که نام تو بریم
سوگند بخاکپایت ایسرو بلند
کز خاک کف پای سگت خوارتریم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۷۸ - ساقی قدحی که من ببستان نروم
ساقی قدحی که من ببستان نروم
بی روی تو در روضه رضوان نروم
تا سر بودم قدم در این راه نهم
تا جان بودم ز کوی جانان نروم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۸۲ - ساقی تو مرا سوخته یی من چکنم
ساقی تو مرا سوخته یی من چکنم
با شعله من سوخته خرمن چکنم
مستم تو کنی گر برسوایی هم
بازم تو نهی سبو بگردن چکنم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۸۳ - ساقی نظری که جز ترا بنده نیم
ساقی نظری که جز ترا بنده نیم
جز پیش تو در سجده سرافکنده نیم
شرمنده عالمم ز رسوایی لیک
شکرست که از روی تو شرمنده نیم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۸۹ - ساقی قدحی که مست آگاهم من
ساقی قدحی که مست آگاهم من
بیگانه ز خویش و با تو همراهم من
گیرم که بدیگران دو عالم بخشی
خود زان منی دگر چه میخواهم من
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۹۵ - ساقی چو مرا عشق تو داغی داده
ساقی چو مرا عشق تو داغی داده
از عیش دو عالمم فراغی داده
بهر تو چراغ راه من تنهایی است
خورشید به هر ذره چراغی داده
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ پنجم هشت تاج است
ای آنکه لب تو جام عشرت دهدم
عشق تو خلاص از همه زحمت دهدم
من سر ننهم به هشت جنت بی تو
هر چند که هشت تاج رحمت دهدم
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ ششم هفت تاج است
ای آنکه بحسن چون تو واقع نشود
از شرم رخ تو ماه طالع نشود
یک بنده تو ز هفت اقلیم جهان
شاید که بهفت تاج قانع نشود
اهلی شیرازی : صنف اول که تاج است و پیش بر است
برگ یازدهم دو تاج است
ای کز ستم غم تو دلها بر هند
زلفین تو دست صبر را تاب دهند
من سرنکشم ز خاکبوس در تو
گر مهر و مهم دو تاج بر فرق نهند
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ نهم چهار زر سفید
ای حسن رخ تو نو بهار دل من
امروز که زر فشان بود شاخ سمن
رندان تو شاهانه نشینند به عیش
چون لاله به چار تنگه در چار چمن
اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
برگ پنجم هشت شمشیر است
ای کز تو نه دل گزیر دارد نه گذر
غیر از تو دو عالمم نیاید به نظر
گفتی ک مرا به بهشت جنت مفروش
هست این سخنم ز هشت شمشیر بتر