تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۲ - غیرتش غیر دوست فانی کرد
غیرتش غیر دوست فانی کرد
غیر حق در وجود باقی نیست
جام بشکست و باده آخر شد
جز از او خود حریف ساقی نیست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۳ - گر سبوئی شکست یا جامی
گر سبوئی شکست یا جامی
حضرت عشق تا ابد ساقی است
چشم و گوش ار نماند باکی نیست
بصر و سمع دائما باقیست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۴ - نعمت الله همه جهان بگرفت
نعمت الله همه جهان بگرفت
این چنین نعمتی جهانگیر است
نوجوانی است مست و لایعقل
ور به معنی نظر کنی پیر است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۷ - هر چه در کاینات موجود است
هر چه در کاینات موجود است
همه مرحوم رحمت‌اللّه است
نیست نومید کس ز رحمت او
همه ممنون منت‌اللّه است
از کرم نعمتی به ما بخشید
بر همه فیض نعمت‌اللّه است
سر او را که نیک دریابد
محرم راز نعمت‌اللّه است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۸ - سر کل چون کله نهد بر سر
سر کل چون کله نهد بر سر
آن کله کل بلای دستار است
عشق شاه است و می برد دستار
عقل مسکین گدای دستار است
دیده‌ام خواجهٔ کلان دیروز
همچو کل در هواس دستار است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۹ - هر که کشته شود به عشق خدا
هر که کشته شود به عشق خدا
به یقینم که او خدا گشته است
خونبها خود هدیه به گشتهٔ خویش
تا نگوئی که او چرا کشته است
پادشاهی دهد به درویشی
هان نگویی که او گدا گشته است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۴ - هیچمان از کسی دریغی نیست
هیچمان از کسی دریغی نیست
آنچه داریم در ضرردان است
باز بنیاد عشق نو کردیم
با حریفی که جان جانان است
باز زُنار عشق بر بستیم
قصهٔ ما چو شیخ صنعان است
باز یوسف به مصر دل بنشست
فارغ از جاه و بند و زندان است
باز آن شاخ گل به رقص آمد
صوفیان موسم گل‌افشان است
از برای نثار پای گل است
نقد غنچه که در حرمدان است
ساقی بزم نعمت‌اللّه است
سید ما که میر مستان است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۵ - نزد ما عین نیست غیری کو
نزد ما عین نیست غیری کو
عقل گوید که عین و غیری هست
موج و بحر و حباب و دریا شد
قطرهٔ آب کو به ما پیوست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۶ - عقل از چه به غایت مال است
عقل از چه به غایت مال است
جز معرفت صفاتیش نیست
ذاتش به کمال کی شناسد
او را چو وجوب ذاتیش نیست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۸ - اندکی ذوق اگر کسی را هست
اندکی ذوق اگر کسی را هست
نزد یاران ما غریبی نیست
ذوق خم از پیاله نتوان یافت
گر چه او نیز بی‌نصیبی نیست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۹ - بلبل بوستان یارانم
بلبل بوستان یارانم
من ازین بوستان نخواهم رفت
گر به صورت ز دیده‌ها بروم
از دل دوستان نخواهم رفت
جامهٔ خلقی افکنم اما
بر کنار از میان نخواهم رفت
آمد و شد به اعتبار بود
این چنین آن‌چنان نخواهم رفت
سید ملک نعمت‌اللهم
همچو این بندگان نخواهم رفت
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۰ - بر در غیر می روی حیف است
بر در غیر می روی حیف است
به عدم می روی چه آری هیچ
ای که گوئی که سیم و زر دارم
چون بمیری بگو چه داری هیچ
عمر عاشق خوشست با معشوق
عمر بی او اگر گذاری هیچ
ای که گوئی که مانده ام صد سال
نفسی چند می شماری هیچ
این همه علم کرده ای حاصل
باز فرما که در چه کاری هیچ
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۲ - رفته بودم به سوی بحر محیط
رفته بودم به سوی بحر محیط
که در آن بحر شنا باید کرد
بحر جوشید و روان گفت به من
سر خود در سر ما باید کرد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۳ - گر چهل صبح از سر اخلاص
گر چهل صبح از سر اخلاص
مخلصی گرد عاشقان گردد
چشمهٔ حکمت ای برادر من
از دلش بر زبان روان گردد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۴ - هر چه بینی نعمت الله بود
هر چه بینی نعمت الله بود
به از این خود حکایتی نبود
ذوق ما را چو غایتی نبود
بحر ما را نهایتی نبود
که شنیده ولی سرمستی
همچو او در ولایتی نبود
گفتهٔ عارفان به جان بشنو
به از این خود حکایتی نبود
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۵ - هر که او حجتی چنان دارد
هر که او حجتی چنان دارد
شک ندارم هم این هم آن دارد
خوش کناری گرفته از عالم
عشق او در میان جان دارد
ترک دنیا و آخرت بکند
هرکه میلی به عاشقان دارد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۷ - راستی کن که مرد کج رفتار
راستی کن که مرد کج رفتار
در ره او به منزلی نرسد
باش خاکی ولی چنانکه ز تو
گرد بر دامن دلی نرسد
نرسد در مقام اهل کمال
سالکی کو به کاهلی نرسد
دیدهٔ او جمال او بیند
رؤیت او به احولی نرسد
هر که بر مسند عدم بنشست
جاه او را تنزلی نرسد
هر که چون ما فتاد در دریا
ابداً او به ساحلی نرسد
کی چو سید قبول او گردد
بنده ای کو به مقبلی نرسد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۸ - توبه از توبه می کنم ای دوست
توبه از توبه می کنم ای دوست
توبهٔ خوب ما همین باشد
هرکه او توبه می کند چون ما
شک ندارم که نازنین باشد
این چنین آیتی که می شنوی
از خداوندش آفرین باشد
بازگشته ز او به حضرت او
تائب قابل گزین باشد
توبه ازتوبه می کند سید
توبهٔ عاشقان چنین باشد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۹ - شاه عالم پناه دانی کیست
شاه عالم پناه دانی کیست
آنکه سلطان انس و جان باشد
هر که گوید دعای دولت او
راحت و روح او از آن باشد
خرم آنکس که از سر اخلاص
بندهٔ حضرتی چنان باشد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۰ - آب ماهان که خاک بر سر او
آب ماهان که خاک بر سر او
همچو آب زلال کی باشد
در دو عالم به جز یکی نبود
حضرتش را مثال کی باشد