تعداد ۶۳۴۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۲ - به جز دندان کز آب زندگی چون آسیا گردد
به جز دندان کز آب زندگی چون آسیا گردد
کدامین آسیا دیدی که از آب بقا گردد؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۳ - به عادت هر کجا زهری است شیرین چون شکر گردد
به عادت هر کجا زهری است شیرین چون شکر گردد
به جز هجران که هر دم تلخی او بیشتر گردد؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۴ - چنین از می گر آن سیب زنخدان لاله گون گردد
چنین از می گر آن سیب زنخدان لاله گون گردد
سرانگشت سهیل از زخم دندان جوی خون گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۵ - طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
دو راه است این که در نزدیکی منزل یکی گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۶ - ز پرگویی دهان هرزه گویان باز می گردد
ز پرگویی دهان هرزه گویان باز می گردد
خموشی سرمه کوه بلند آواز می گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۷ - دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد
دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد
سری دارم که بر گرد سر فتراک می گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۸ - به هر کس آسمان شد مهربان بیچاره می گردد
به هر کس آسمان شد مهربان بیچاره می گردد
چو گل را باغبان بندد کمر آواره می گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۹ - غم روی زمین ما را غبار دل نمی گردد
غم روی زمین ما را غبار دل نمی گردد
که از گرد یتیمی آب گوهر گل نمی گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۰ - به می خشکی ز طبع زاهدان زایل نمی گردد
به می خشکی ز طبع زاهدان زایل نمی گردد
به آب زندگانی این زمین قابل نمی گردد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۱ - ز نخل خشک مریم این رطب بر خاک می بارد
ز نخل خشک مریم این رطب بر خاک می بارد
که فرزند سعادتمند با خود رزق می آرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۲ - ز بس اندیشه سرو از قامت آن دلربا دارد
ز بس اندیشه سرو از قامت آن دلربا دارد
ز طوق قمریان دایم ز ره زیر قبا دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۳ - مرا از شکر نه کفران نعمت بسته لب دارد
مرا از شکر نه کفران نعمت بسته لب دارد
که شکر آشکارا بویی از حسن طلب دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۴ - شود خونریزتر حسنی که عاشق بیشتر دارد
شود خونریزتر حسنی که عاشق بیشتر دارد
که از هر طوق قمری سر و فتراک دگر دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۵ - که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
که در آیینه طوطی گفتگو با خویشتن دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۶ - به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد
به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد
به قدر بند نی تنگ شکر در آستین دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۷ - نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد
نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد
رگ ابر بهاران برق را در آستین دارد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۸ - به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد
به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد
بهار از زردی آیینه، سیمای خزان گیرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۲۹ - که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟
که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟
به جز گلچین که خون عندلیبان از چمن گیرد؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۳۰ - من آن سیلم که منزل پیش راه من نمی گیرد
من آن سیلم که منزل پیش راه من نمی گیرد
غبار از گرم رفتاری مرا دامن نمی گیرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۳۱ - به ماتم هر که کام خود ز افغان تلخ می سازد
به ماتم هر که کام خود ز افغان تلخ می سازد
شکرخواب عدم را بر عزیزان تلخ می سازد