تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۰ - میزند بنگ صاف مرشد خاف
میزند بنگ صاف مرشد خاف
غافل از ذوق باده غیبی است
گر چه آن شیخ کالنبی گویند
کالنبی نیست شیخ کبنی است
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۴ - از جناب رفیع داودی
از جناب رفیع داودی
گه سلیمانش آستان بوسید
بطریق معامله سوی شیخ
مدتی شد که تحفه رسید
بار دیگر ز جامه دران امید
میتوان صوف دیگری دزدید
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۳۰ - ترک دنیای دون بگیر کمال
ترک دنیای دون بگیر کمال
تا جهانیت مرد دین خوانند
هر که در بند ریش و دستارست
خاص و عامش بهیج نستانند
چون کلاه ار سریش هست بترک
همه بر فرقهاش بنشانند
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۳۲ - چون علاالدین ما بوقوت سماع
چون علاالدین ما بوقوت سماع
در فغان و خروش میآید
گوییا از حرارت انگشت
دیگ طوسی بجوش می آید
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۳۷ - گفت فرهاد آقا به میر ولی
گفت فرهاد آقا به میر ولی
که رشیدیه را کنیم آباد
زر به تبریزیان بآجر و سنگ
بدهیم از برای این بنیاد
بود مسکین به شغل کوه کنی
که از موران کوه و دشت زیاد
لشگر پادشاه توقتمش
آمد و هاتف این ندا در داد
لعل شیرین بکام خسرو شد
کوه بیهوده میکند فرهاد
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۴۲ - دو کمالند در جهان مشهور
دو کمالند در جهان مشهور
یکی از اصفهان یکی ز خجند
این یکی در غزل قدیم المثل
و آن دگر در قصیده بیمانند
فی المثل در میان این دو کمال
نیست فرقی مگر بمویی چند
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۷ - پهلوان فقاعی ار ناگاه
پهلوان فقاعی ار ناگاه
زیر یخ رفت و داد جان و نفیس
پسرش را بگو بگور پدرش
برد الله مضجعه بنویس
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۸ - از کتابت مشو جلال ملول
از کتابت مشو جلال ملول
قلم کاهلی به خط درکش
سخن خال شود نویس که هست
سخن خال و خط نوشتن خوش
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۹ - بهر بریان امیر زاده ما
بهر بریان امیر زاده ما
گوسفندی خرید و فربه و خوش
زود با ورجیان مطبخ وی
گو سپند افکنند در آتش
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۶۱ - حافظ نیکخوان نیک نویس
حافظ نیکخوان نیک نویس
هرکه حق گویدت شنو سخنش
چنگ را بیش بر کنار مزن
بسر خود که بر زمین نزنش
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۶۳ - دوش گفتم خلیل اچکو را
دوش گفتم خلیل اچکو را
تا کی این لهو و چند عیش و نشاط
گفت شیخا برو تو خود را باش
کل شاه برجلها استنباط
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۷۱ - بجز معنی حسام ملت و دین
بجز معنی حسام ملت و دین
ای مفاخر به گوهر تو عقول
حل هر مشکلی که در سخن است
کرده بر خاطر تو جمله حلول
از محبان خود بتقصیری
خاطر نازکت مباد ملول
در عیادت اگر تساهل رفت
تو کریمی و عذر من مقبول
زان نشد فرصتم بپرسش تو
که به مرثیه بوده ام مشغول
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۷۴ - موریئی کان علا دین سازد
موریئی کان علا دین سازد
گر کشد رود باشد امر محال
چاره آن ز پیر بنایی
رفت شرمنده و بکرد سوال
پیر گفتا منت دهم تعلیم
گر نگیرد طبیعت تو ملال
گفت موری همه کس را
بی گلو کار کرده ام همه سال
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۰ - ما بتدریج در مقام سلوک
ما بتدریج در مقام سلوک
خیمه در پهلوی ملک زده ایم
بر سر خوان آرزو همه شب
شکم آز را نمک زده ایم
بر فلک میزنیم ناوک آه
تا بدانی که ما فلک زده ایم
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۱ - ما ز تشریف میر عبدالله
ما ز تشریف میر عبدالله
نیک اسوده و قوی شادیم
نیست ما را ز صحبتش گله ای
لیکن از گوش او بفریادیم
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۴ - بود وقتی کمال اسماعیل
بود وقتی کمال اسماعیل
شرف روزگار اهل سخن
به کمال تو در سخن کامروز
آن بزرگ این شرف نداشت که من
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۹۹ - طاس بازی بدیدم از بغداد
طاس بازی بدیدم از بغداد
چون جنید از سلوکش آگاهی
رفت در جبه وقت بازی و گفت
لیس فی جبتی سوی اللهی
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۱۰۲ - گفته های لطیف بنده خویش
گفته های لطیف بنده خویش
بنده ام گر بلطف میخوانی
بر من خود پسند نیز قلم
حاکمی گر به قهر میرانی
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۱۰۵ - نی بآواز عود گفت نهفت
نی بآواز عود گفت نهفت
همه چشمیم تا برون آیی
عود هم گفت راستی ما نیز
همه گوشیم تا چه فرمایی
کمال خجندی : مفردات
شماره ۵ - دسترس یافتم بقامت دوست
دسترس یافتم بقامت دوست
بسر سرو دست من چو رسید