تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم
شماره ۱۳ - هم چار گهر،‌ چاکر دربان تواند
هم چار گهر،‌ چاکر دربان تواند
هم هفت فلک، حلقهٔ ایوان تواند
جانهای جهانیان، درین حبس حواس،
اجراخور نایبان دیوان تواند
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۱ - صدری که به صدق، صدر ثقلین او بود
صدری که به صدق، صدر ثقلین او بود
در شرع، نخست، قُرَّة العین او بود
با خواجهٔ کاینات، در خلوت خاص
حق میگوید که ثانی اِثْنَین او بود
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۲ - آن پیشروی، که شرع از او نام گرفت
آن پیشروی، که شرع از او نام گرفت
دیو از بیمش جهان به یک گام گرفت
از هیبت او زلزله در خاک افتاد
وز دِرّهٔ او زلزله آرام گرفت
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۳ - ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
قرآن ز مقام قرب، مقرون تو بود
خون تو سزا به صِبْغَةُ الله از انک
صبّاغی صِبْغَة الله از خون تو بود
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۴ - صدری که گلِ طارمِ معنی او رُفت
صدری که گلِ طارمِ معنی او رُفت
دُرِّ صدفِ قُلزمِ تقوی او سفت
بودند دو کون سائلان درِ او
و او بود که از جمله سَلُونی او گفت
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۵ - ای ماه ز حسن خلق تو یافته بهر
ای ماه ز حسن خلق تو یافته بهر
پر مشک ز عطرِ خُلق تو جملهٔ دهر
وز هر دو جهان کجا توان برد این قهر
کان آب حیات را بکُشتند به زهر
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۶ - ای گوهر کانِ فضل و دریای علوم
ای گوهر کانِ فضل و دریای علوم
وز رای تو دُرِّ دُرجِ گردون منظوم
بر هفت فلک ندید و در هشت بهشت
نُه چرخ، چو تو، پیشروِ ده معصوم
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱ - بحری که در آسمان زمین خواهد بود
بحری که در آسمان زمین خواهد بود
آنجا وینجا همان، همین خواهد بود
از فوق العرش تاثری قطرهٔ اوست
آن دریا را قطره چنین خواهد بود
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۲ - آن بحر که در یگانگی اوست یکی
آن بحر که در یگانگی اوست یکی
یک قطره در آن بحر نسنجد فلکی
گر هژده هزار عالم افتد در وی
حقّا که از او برون نیاید سمکی
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۳ - گردِ تو درآمده چنین دریایی
گردِ تو درآمده چنین دریایی
تو راه به یک قطره نبردی جایی
دانی که درین عالم پر سر چونی
چون در چمن بهشت نابینایی
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۴ - یک روی به صد روی همی باید دید
یک روی به صد روی همی باید دید
یک چیز، ز هر سوی، همی باید دید
پس هژده هزار عالم و هرچه دروست
اندر سر یک موی، همی باید دید
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵ - راهی که همه سلوک وی باید کرد
راهی که همه سلوک وی باید کرد
کی، نتوان گفت از آن، و طی باید کرد
راهیست که هر قدم که بر میگیری
اول قدمت به قطع پی باید کرد
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶ - آخر روزی دلت به درگه برسد
آخر روزی دلت به درگه برسد
جان تو به مقصود تو ناگه برسد
صد عالم پر ستاره میبینی تو
چون جمله به یک برج رسد ره برسد
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۷ - هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش
هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش
از جلوهگری نور اوست ای درویش!
تا جلوه همی کند همه جلوهٔ اوست
چون جلوه کند ترک، نماند پس وپیش
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸ - عالم همه گفت و گوی خود میبیند
عالم همه گفت و گوی خود میبیند
بر سالک جست و جوی خود میبیند
هرچیز که هست جمله چون آیینهست
در دست گرفته روی خود میبیند
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۹ - پیوسته دلی گرفته از غیرت باد!
پیوسته دلی گرفته از غیرت باد!
در بادیهٔ یگانگی سیرت باد!
هر نقش که از پرده برون می‌بینی
چون پرده براوفتد، همه، خیرت باد!
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱۰ - خود را، سوی خود،‌رهگذری باید کرد
خود را، سوی خود،‌رهگذری باید کرد
وین کار قوی نه سرسری باید کرد
هر چیز که هست هر یکی آیینهست
در آینهها جلوهگری باید کرد
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱۱ - هر جان که به راه رهنمون مینگرد
هر جان که به راه رهنمون مینگرد
چل سال به دیدهٔ جنون مینگرد
چون چل بگذشت آفتابی بیند
کز روزن هر ذرّه برون مینگرد
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱۲ - یک چیز که آن نه یک و چیز است آن چیز
یک چیز که آن نه یک و چیز است آن چیز
کلّی همه آنست و عزیز است آن چیز
هر چیز که جان حکم کند کاین آنست
آنست و ورای حکم نیز است آن چیز
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱۳ - چیزی که دمی نه تو درآنی و نه من
چیزی که دمی نه تو درآنی و نه من
کیفیت آن نه تو بدانی و نه من
گر برخیزد پردهٔ پندار از پیش
او ماند و او، نه تو بمانی و نه من