تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۷ - عشقش به وجود متّهم کرد تو را
عشقش به وجود متّهم کرد تو را
خو کردهٔ صد گونه ستم کرد تو را
چون او به وجود از تو اولیتر بود
نگرفت وجودت و عدم کرد تو را
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۸ - این هر دو جهان عکس کمالی پندار
این هر دو جهان عکس کمالی پندار
وان عکس کمال او جمالی پندار
وین هیکل زیبا که تواش میبینی
بازی و خیال است خیالی پندار
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۹ - بگذر ز حس و خیال،‌ای طالب حال
بگذر ز حس و خیال،‌ای طالب حال
تا هر دو جهان جلال بینی و جمال
زیرا که تو هرچه در جهان میبینی
جز وجه بقا همه سرابست و خیال
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۰ - هر دل که به توحید ز درویشان است
هر دل که به توحید ز درویشان است
بیگانهٔ عشق نیست کز خویشان است
تا کی بینی خیال معدود آخر
آن پیشان را نگر که در پیشان است
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۱ - ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
وی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو
هیچی تو و هیچ را چنین میگویی
به زین نتوان نهاد در دیدهٔ تو
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۲ - چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
پیوسته به جنگ خویش برخاستهای
خود را،‌چو تو هیچ کس نهای، تو چه کنی
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۳ - شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
در بیقدری چون مگسی باشی تو
خود را،‌چو تو هیچ کس نهای، تو چه کنی
آخر تو که باشی که کسی باشی تو
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۴ - هیچ است همه، وسوسهٔ خاطر چند
هیچ است همه، وسوسهٔ خاطر چند
از هیچ بلا، چند شود ظاهر چند
تو هیچ بُدی و هیچ خواهی گشتن
بر هیچ میانِ این دو هیچ آخر چند
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۵ - تا چند ازین غرور بسیار تو را
تا چند ازین غرور بسیار تو را
تا کی ز خیال این نمودار تو را
سبحان الله کار تو کاری عجب است
تو هیچ نهای وینهمه پندار تو را
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۶ - این قالب اگر بلند دیدی ور پست
این قالب اگر بلند دیدی ور پست
مغرور مشو به پیش این خفته و مست
برخیز بمردی، که درین جای نشست
خوابیست که مینمایدت هرچه که هست
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۷ - دل از می عشق مست میپنداری
دل از می عشق مست میپنداری
جان شیفتهٔ الست میپنداری
تو نیستی و بلای تو در ره عشق
آنست که خویش، هست میپنداری
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۸ - جان شیفتهٔ الست می پنداری
جان شیفتهٔ الست می پنداری
و اندیشهٔ ما بهانه ای بیش نبود
آنست که خویش، هست می پنداری
قصّه چه کنم، نشانه ای بیش نبود
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۹ - جانت به گُوِ تنی در افتاد و برفت
جانت به گُوِ تنی در افتاد و برفت
جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
از مُوْت و حیات چند پرسی آخر
خورشید به روزنی در افتاد و برفت
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۰ - جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
در فرع کجا مشبّهی افتاده است
خورشید به روزنی در افتاد و برفت
چون در نگری حقّه تهی افتاده است
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۱ - در فرع کجا مشبّهی افتاده است
در فرع کجا مشبّهی افتاده است
افلاک ز یکدگر فرو آسایند
چون در نگری حقّه تهی افتاده است
یک ره همه از سفر فروآسایند
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۲ - آخر ره دورت به کناری برسد
آخر ره دورت به کناری برسد
با تو بد و نیک را شماری برسد
هرچند که هست بینهایت کاری
چون تو برسیدی همه کاری برسد
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۳ - هر چند که نیستی کمت خواهد بود
هر چند که نیستی کمت خواهد بود
صد ساله برای یک دمت خواهد بود
یک روزه وجود را که بنیاد منی است
تا روز قیامت عدمت خواهد بود
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۴ - چون هستی را نیست کسی اولیتر
چون هستی را نیست کسی اولیتر
بازی که توداری مگسی اولیتر
زان نیست همی شوند هستان، که همه
هستند به نیستی بسی اولیتر
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۵ - ای بس که دل تو بیم دارد در پیش
ای بس که دل تو بیم دارد در پیش
ز آنست که دل دو نیم دارد در پیش
چندین به وجودِ اندک تن بمناز
چون جان عدمِ عظیم دارد در پیش
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۶ - درویشی چیست مست و مفلس بودن
درویشی چیست مست و مفلس بودن
بیخود خود را ز خویش مونس بودن
انگشت به لب باز نهادن جاوید
همچون ناخن زنده و بیحس بودن