تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۴۷ - ای بود تو پیوسته بنا بود آخر
ای بود تو پیوسته بنا بود آخر
تا کی باشی به هیچ خشنود آخر
از هیچ پدید آمدهای اول کار
گرچه همهای، هیچ شوی زود آخر
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱ - آنها که در این پرده سرایند پدید
آنها که در این پرده سرایند پدید
از پرده برون همی نمایند پدید
چون پرده براوفتد دران دریا خلق
غرقه نه چنان شوند کایند پدید
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۲ - هرچیز که آن برای ما خواهد بود
هرچیز که آن برای ما خواهد بود
آن چیز یقین بلای ما خواهد بود
چون تفرقه در بقای ما خواهد بود
جمعیت ما فنای ما خواهد بود
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۳ - تا هستی تو نصیب میخواهد جست
تا هستی تو نصیب میخواهد جست
دل روی به خونِ دیده میخواهد شست
تا یک سرِ موی از تو میخواهد ماند
زان یک سرِ موی، کوه میخواهد رست
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۴ - تا نفس کم و کاست نخواهد آمد
تا نفس کم و کاست نخواهد آمد
یار تو به درخواست نخواهد آمد
آن میباید که تو نباشی اصلاً
کاین کار به تو راست نخواهد آمد
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۵ - آن را که درین دایره جانی عجب است
آن را که درین دایره جانی عجب است
در نقطهٔ فقر بینشانی عجب است
هستی تو ظلمت آشیانی عجب است
وآنجا که تو نیستی جهانی عجب است
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۶ - هرگه که بدان بحر محقّق برسی
هرگه که بدان بحر محقّق برسی
در حال به گرداب اناالحق برسی
گر در همه میروی قدم محکم دار
تا گر همهای به هیچ مطلق برسی
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۷ - گر اول کار، آتش افزون گردد
گر اول کار، آتش افزون گردد
خاکستر بین که آخرش چون گردد
اوّل تن تو چو دل شود غرّه مباش
کاخر بینی کان همه دل خون گردد
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۸ - فانی شده، تا بود، مشوّش نشود
فانی شده، تا بود، مشوّش نشود
باقی به وجود جز در آتش نرود
چون اصلِ وجودِ کلِّ عالم عدم است
هرکو به وجود خوش شود خوش نبود
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۹ - عاشق ز کسی نکاهد و نفزاید
عاشق ز کسی نکاهد و نفزاید
لب بندد و راز پیش کس نگشاید
چون کامل شد بترسد از غیرت دوست
هرگز خود را به خویشتن ننماید
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۰ - چندین امل تو ای دل غافل چیست
چندین امل تو ای دل غافل چیست
چون رفتنییی درین سرا منزل چیست
چون عاقبت کار همه گم شدن است
آخر ز پدید آمدنت حاصل چیست
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۱ - تا کی گردی ای دل غمناک به خون
تا کی گردی ای دل غمناک به خون
از هستی خویش پاک شو پاک کنون
سی سال ز خویش خاک میکردی باز
دردا که نکردهای سر از خاک برون
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۲ - ای دل همگی خویش در جانان باز
ای دل همگی خویش در جانان باز
هر چیز که آن خوشترت آید آن باز
در شش در عشق چون زنان حیله مجوی
مردانه درا و همچو مردان، جان باز
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۳ - هم راه تن و هم ره جان او گیرد
هم راه تن و هم ره جان او گیرد
هر ذره که هست در میان او گیرد
از خویش چو در هستی او گم گردی
پیش نظرت همه جهان او گیرد
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۴ - گر در هیچی مایهٔ شادی و بقاست
گر در هیچی مایهٔ شادی و بقاست
ور در همهای قاعدهٔ درد و بلاست
تا در همهای در همه بودن ز هواست
بگذر ز همه و هیچ میندیش که لاست
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۵ - دلشاد مشو ز وصل اگر در طربی
دلشاد مشو ز وصل اگر در طربی
دل تنگ مکن ز هجر اگر در تعبی
از شادی وصل و غم هجران بگذر
با هیچ بساز اگر همه میطلبی
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۶ - مرد آن باشد که هر نفس پاکتر است
مرد آن باشد که هر نفس پاکتر است
در باختن وجود بیباکتر است
مردی که درین طریق چالاکتر است
هرچند که پاکتر شود خاکتر است
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۷ - آن بهٔ که زخود کرانه بینی خود را
آن بهٔ که زخود کرانه بینی خود را
تا محرم این ستانه بینی خود را
گر هر دو جهان به طبع تو خاک شوند
کفرست که در میانه بینی خود را
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۸ - گر مرد رهی ز ننگ خود پاک بباش
گر مرد رهی ز ننگ خود پاک بباش
بی هستی خویش چست و چالاک بباش
گر میخواهی که مرده خاکی نشوی
جهدی بکن و به زندگی خاک بباش
عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۱۹ - تا چند به خود درنگری چندینی
تا چند به خود درنگری چندینی
در هستی خود رنج بری چندینی
یک ذرّه چو وادید نخواهی آمد
خود را چه دهی جلوهگری چندینی