تعداد ۱۲۶۲۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۶ - برد تا رنگ حیا را باده از رخسار او
برد تا رنگ حیا را باده از رخسار او
آنچه بسیارست گلچین است در گلزار او
طره دستار او همسایه بال هماست
پادشاهی کرد گل بر گوشه دستار او
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۷ - نیست هر آیینه را تاب رخ گلرنگ او
نیست هر آیینه را تاب رخ گلرنگ او
هم مگر آیینه سازند از دل چون سنگ او
در شب تاریک نتوان دزد را دنبال رفت
دل گرفتن مشکل است از طره شبرنگ او
از لطافت نسبت رخسار او با گل خطاست
کز نگاه گرم گردد آفتابی، رنگ او
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۸ - عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
خضر و عمر جاودان، ما و قد رعنای او
خواجه مستغنی ز دین من به دنیای دنی است
چون نباشم من به دین مستغنی از دنیای او؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۹ - می به جامم می کند چشم خمارآلود تو
می به جامم می کند چشم خمارآلود تو
گل به طرحم می دهد روی بهارآلود تو
می رسی از گرد راه و می توان برداشتن
گرده خورشید از روی غبارآلود تو
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۸۰ - ای قیامت نخل بند قامت رعنای تو
ای قیامت نخل بند قامت رعنای تو
نخل رعنایی به بارآورده بالای تو
حق ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟
بوسه من کارها دارد به خاک پای تو
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۸۱ - ای صبا احوال ما با پاسبان او بگو
ای صبا احوال ما با پاسبان او بگو
اشتیاق سجده را با آستان او بگو
هر کجا آن شاخ گل را ناز بگشاید کمر
شکوه آغوش ما را با میان او بگو
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱ - زشت رو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟
زشت رو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟
لازم افتاده است خوی زشت، روی زشت را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲ - چرخ می داند عیار آه پرتاثیر را
چرخ می داند عیار آه پرتاثیر را
می توان در زخم دیدن جوهر شمشیر را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳ - چشم صیاد تو ترسانده است چشم ناز را
چشم صیاد تو ترسانده است چشم ناز را
بی زبان کرده است سحر غمزه ات اعجاز را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴ - چون دریغ از دیده داری حسن ذات خویش را
چون دریغ از دیده داری حسن ذات خویش را
از چه دادی عرض بر عالم صفات خویش را؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۵ - گریه مستانه بی می می کند ما را خراب
گریه مستانه بی می می کند ما را خراب
سیل بیکارست چون از خود برآرد خانه آب
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۶ - از ترحم حسن جولان می نماید در نقاب
از ترحم حسن جولان می نماید در نقاب
ساقی از بی ظرفی ما می کند در باده آب
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷ - می شود در دور خط عاشق ز جانان کامیاب
می شود در دور خط عاشق ز جانان کامیاب
بیشتر گردد دعا در دامن شب مستجاب
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۳ - زردرویی می کشد مهر از ترنج غبغبت
زردرویی می کشد مهر از ترنج غبغبت
بوسه در پرواز می آید ز تحریک لبت
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۴ - عمر چون از چل گذشت از وی وفاجستن خطاست
عمر چون از چل گذشت از وی وفاجستن خطاست
در نشیب از آب خودداری طمع کردن خطاست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۵ - حاصل ما از نظربازی نگاه حسرت است
حاصل ما از نظربازی نگاه حسرت است
کشت ما را خوشه ای گر هست آه حسرت است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۶ - لعل جان بخش ترا خط دورباش آفت است
لعل جان بخش ترا خط دورباش آفت است
نیل چشم زخم آب زندگانی ظلمت است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷ - قسمت روشندلان از زندگانی کلفت است
قسمت روشندلان از زندگانی کلفت است
چشمه حیوان ز آه خود نهان در ظلمت است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸ - در کهنسالی ز نسیان شکوه، کفر نعمت است
در کهنسالی ز نسیان شکوه، کفر نعمت است
هر چه از دل می برد یاد جوانی، رحمت است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹ - بی دماغان را نرنجاندن به صحبت منت است
بی دماغان را نرنجاندن به صحبت منت است
پیش عزلت دوستان تقصیر خدمت، خدمت است