تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۱ - کی نسیم صبحدم با غنچه گل کرده است
کی نسیم صبحدم با غنچه گل کرده است
آنچه با دل زخم شمشیر تغافل کرده است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۲ - بس که بر آن پیکر سیمین قبا چسبیده است
بس که بر آن پیکر سیمین قبا چسبیده است
هر که او را در قبا دیده است، عریان دیده است!
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۴ - هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۵ - بی حیا گر غوطه در گوهر زند بی مایه است
بی حیا گر غوطه در گوهر زند بی مایه است
شرم روی نیکوان را بهترین پیرایه است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۸ - دل به صحبت ذوق خلوت دیده را در بند نیست
دل به صحبت ذوق خلوت دیده را در بند نیست
این نهال خوش ثمر را حاجت پیوند نیست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۹ - جز حریم دل کز آب و گل در او آثار نیست
جز حریم دل کز آب و گل در او آثار نیست
رو به هر جانب که می آری به جز دیوار نیست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۰ - گوش ناقص طینتان را پرده انصاف نیست
گوش ناقص طینتان را پرده انصاف نیست
زین سبب در جام معنی جز می ناصاف نیست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۱ - در چمن چون باغدار لاله گون خود گذشت
در چمن چون باغدار لاله گون خود گذشت
غنچه گل از سر یک مشت خون خود گذشت
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۲ - بعد سالی در گلستان جلوه ای گل کرد و رفت
بعد سالی در گلستان جلوه ای گل کرد و رفت
خنده ای بر بی قراری های بلبل کرد و رفت
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۳ - از دعا در صبح کام دل توان آسان گرفت
از دعا در صبح کام دل توان آسان گرفت
دست خود بوسید هر کس دامن پاکان گرفت
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۷ - عالمی را لعل او مست از شراب ناب کرد
عالمی را لعل او مست از شراب ناب کرد
چشمه حیوان همین یک خضر را سیراب کرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۸ - از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
آب تیغ این سبزه خوابیده را بیدار کرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۹ - منع ما کی می توان از دستبوس امروز کرد؟
منع ما کی می توان از دستبوس امروز کرد؟
بوسه ما را نمی بایست دست آموز کرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۰ - از حیا نتوان به چشم او نگاه تیز کرد
از حیا نتوان به چشم او نگاه تیز کرد
دیگری بیمار و می باید مرا پرهیز کرد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۱ - ذات حق را چون توان در این جهان ادراک کرد؟
ذات حق را چون توان در این جهان ادراک کرد؟
در مکان چون لامکانی را توان ادراک کرد؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۲ - دانه خال تو خون از چشم صیاد آورد
دانه خال تو خون از چشم صیاد آورد
این سپند شوخ آتش را به فریاد آورد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۳ - عالمی از منع زینت خرم و دلشاد شد
عالمی از منع زینت خرم و دلشاد شد
زین مدد خرج لباسی مملکت آباد شد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۴ - خلقی از گفتار بی کردار من هشیار شد
خلقی از گفتار بی کردار من هشیار شد
گر چه خود در خواب ماندم عالمی بیدار شد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۵ - بی تائمل هر که در محفل سخن پرداز شد
بی تائمل هر که در محفل سخن پرداز شد
چون زبان آتشین شمع، خرج گاز شد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۶ - خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
آدم از جنت برای گندمی آواره شد